تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
« 1 » و آيه
كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ
« 2 » و غير اينها ، براى اينست كه اين امثال براى بيان حقايق است و استحياء از بيان حقايق جهل و حمق است چنانچه گذشت و فرق بين حياء و استحياء اينست كه حياء بر آن حالت نفسانى باطنى اطلاق مىشود و استحياء عبارت از آثار ظاهرى حياء است كه در خارج ظاهر مىشود و كلمه « ما » در « مثلا ما » را بعضى از مفسرين زائد و براى تأكيد گرفته‌اند ولى در مقام خود ثابت شده ( چنانچه در مقدمه تفسير آلاء الرحمن بيان نموده ) كه در قرآن كلمه زائده نيست حتى كاف در
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
« 3 » ولاء در
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ
« 4 » و بعضى گفته‌اند ما نكره بمعنى شيء و بعوضه بيان و تفسير آنست يعنى خداوند حياء نميكند از اينكه مثل بزند به چيزى كه آن چيز پشه باشد و فراء گفته ما يعنى ما بين يعنى خداوند امتناع نكند كه مثل زند از ما بين بعوضه در صغر تا آنچه بالاى آن باشد و بعضى آن را ابهاميّه دانسته‌اند مانند « لامر ما جدع قصير انفه » يعنى هر مثلى كه باشد و حق اينست كه ما براى تأكيد مثل است يعنى خداوند حياء نميكند از مثل زدن چه آن مثل پشه باشد يا بالاتر از آن باشد و در « فما فوقها » دو احتمال برده مىشود يكى فوقيت در كوچكى و پستى يعنى كمتر از بعوضه ، و ديگر فوقيت در بزرگى و معناى دوم اقرب است زيرا بعوضه حد اقل مثال شمرده شده و بعوضه بمعنى صغار البقّ يعنى پشه‌هاى ريز است
هامش
( 1 ) . سوره جمعه آيه 5 ( 2 ) . سوره اعراف آيه 175 ( 3 ) . سوره شورى آيه 9 ( 4 ) . سور قيمة آيه 1