گناهان گذشته ترا آمرزيد ) اما حق جانى : عبارت از حق حياتى هر فرد نسبت بفرد ديگر است مثل اينكه اگر مؤمنى مريض شود و احتياج بطبيب و دارو داشته و متمكن نباشد بر ديگران واجب است كه براى او فراهم كنند ، و همچنين احتياجات حياتى ديگر و بطور كلى حفظ نفس محترمه واجب است و از اين قبيل است حقّى كه بواسطه قتل ( عمدا يا خطاء ) يا قطع بعض اجزاء يا جرح يا ضرب مؤمن بر انسان تعلق ميگيرد و ردّ اين قسم حقوق تمكين ذى الحق است كه خواست قصاص كند يا ديه بگيرد يا عفو كند و در قتل خطا بايد بندهاى آزاد كند و ديه هم بدهد و تفصيل هر يك از اينها در كتب فقهيه ذكر شده است اما حق دينى : حق دينى برادر تو بر تو اينست كه تا مادامى كه امر واضح و روشنى بر خلاف دين از او نه بينى نسبت كفر و ضلالت و بدعت و بىدينى به او ندهى در قرآن كريم ميفرمايد
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً
« 1 » ( و نگوئيد درباره كسى كه القاء سلام و اقرار باسلام مىكند ، مؤمن نيستى ) و اگر چنين نسبتى ببرادر دينى خود دادى واجب است بر تو كه رضايت او را حاصل و طلب عفو و بخشش از او نمايى اما حق عرضى : عبارت از حفظ آبروى برادر دينى در غياب و حضور اوست و اينكه اهانت و احتقار و ايذاء و ظلم و غيبت او را نكند و تهمت به او نزند و اگر كسى نسبت به او چنين امورى را مرتكب شد ردّ كند و حرمت او را نگاهدارد و فحش به او ندهد و سبّ و لعن نكند كه در خبر از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه فرمود
« الجنّة حرام على كل فاحش ان يدخلها » « 2 »
( بهشت حرام است بر هر - فحش دهنده از اينكه در آن وارد شود ) و نيز فرمود
« انّ اللَّه تعالى حرّم الجنّة على كلّ فحّاش بذىّ قليل الحياء لا يبالى ما قال و لا ما قيل فيه فانك ان فتشته لم تجده الا لغية او شرك شيطان » « 3 »
هامش
( 1 ) . سوره نساء آيه 96
( 2 ) . مكاسب شيخ قده
( 3 ) . مكاسب شيخ قده