نكردند و براى اينكه دروغ ميگفتند ) و براى كذب اقسام و مراتى است : 1 - كذب در گفتار ، خواه تصريحا باشد يا تلويحا ، بكنايه باشد يا اشاره و نحو اينها 2 - كذب در نوشتن ، آن هم به همه اقسامش 3 - كذب در نيّت ، به اين معنى كه قصد خلوص و قربت ندارد ولى اظهار قربت و خلوص نمايد كه همان رياء است .
4 - كذب در عزم كه در باطن ترديد يا ميل بر خلاف كارى داشته باشد و در ظاهر اظهار عزم آن كار را بنمايد .
5 - كذب در وفا بعزم بعد از تنجّز آن . 6 - كذب در عمل .
7 - كذب در مقام صفات مثل اينكه اظهار خوف از خدا يا رجاء يا محبّت يا خضوع و خشوع كند و حال آنكه از اين صفات بىبهره باشد .
8 - كذب در معاشرت و مراوده و معامله و نصيحت با مردم .
9 - كذب در عقائد به اين معنى كه داراى عقيده فاسد باشد و گمان كند عقيده او صحيح و مطابق با واقع است .
10 - كذب در وعده كه همان خلف وعده است ، و اكثر بلكه همه اقسام كذب عين نفاق يا متضمن نفاق است .
و از كذب در گفتار است شهادت دروغ ، يمين غموس ( قسم دروغ ) افتراء و تهمت ، و آيات و اخبار در مذمت هر يك از اينها بسيار است ، در قرآن مجيد در ذكر صفات عباد الرحمن ميفرمايد
وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ
« 1 » ( بندهگان خداى رحمن كسانى هستند كه شهادت دروغ نميدهند ) و از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه فرمود
شاهد الزور كعابد الوثن « 2 »
( شهادت دهنده بدروغ مانند بتپرست است ) و در قرآن مجيد ميفرمايد
وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ
« 3 » ( و اطاعت مكن هر بسيار سوگند خورنده سست رأيى را )
هامش
( 1 ) . سوره فرقان آيه 73
( 2 ) . جامع السعادات
( 3 ) . سوره القلم آيه 10