ربا و خوراننده و نويسنده و دو شاهد آن را و كسى كه ربا را حلال بداند مرتدّ است چنانچه در خبر است كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال شد از كسى كه ربا مىخورد و ميگويد ما آن را لبأ ( آغوز ) ميناميم حضرت فرمود اگر به روى تمكن يابم گردن او را بزنم ، « 1 » و ربا بر دو قسم است رباى قرضى به اينكه چيزى قرض دهد و شرط زياده كند چه زياده عينيه باشد مثل اينكه صد ريال ميدهد كه يك ريال اضافه بگيرد ، يا زياده وصفيه باشد مثل اينكه پول ردىء ( بد ) ميدهد كه پول جيّد ( خوب ) بگيرد ، و يا زياده فعليه باشد مانند اينكه قرض به او بدهد به شرط اينكه كارى براى وى انجام دهد و فقهاء وجوهى براى تخلص از ربا ذكر كردهاند كه احسن آنها در نظر اينست كه زيادتى را بعنوان صلح يا هبة بدهد و شرط كند كه فلان مقدار بوى قرض دهد تا مدّت معلوم كه قرض شرط صلح باشد و رباى معاملى كه دو چيز از يك جنس كه مكيل و موزون است مبادله كند و يكى را زيادتر بگيرد و طريق تخلص از آن اينست كه در معامله بكند يكى را بفروشد و ديگرى را بخرد و يا در هر يك از طرفين جنس ديگرى ضميمه كند يا در طرف نقيصه .
« حقّ معلوم »
در قرآن مجيد ميفرمايد
فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ
« 2 » ( در مالهاى ايشان حق معينى براى سؤال كننده و محروم از سؤال است ) ، و مراد از حقّ معلوم اينست كه هر كسى به قدر وسعش با خود قرار دهد كه همه روزه يا در هر هفته يا هر ماه يا هر سال مقدارى از مال به فقراء و ارحام و غير اينها بدهد
هامش
( 1 ) . سفينة
( 2 ) . سوره الذاريات آيه 19