و بالجمله حديث معتبرى كه دلالت واضحه بر وجوب صلوات داشته باشد نيافتم جز دو حديث كه در مستند دعواى صحّت آنها را كرده و مشتمل بر امر است كه ظاهر در وجوب مىباشد و هر دو حديث از زرارة از حضرت باقر و يا صادق عليه السّلام است كه ميفرمايد
« صلّ على النبىّ كلّما ذكرته »
يا
« صلّ على النبىّ كلّما ذكره ذاكر عندك فى الاذان او غيره »
( بر پيغمبر صلوات بفرست هر گاه او را ياد كنى يا هر گاه ياد كنندهء او را نزد تو ياد نمود خواه در اذان باشد يا غير اذان ) و از اين دو حديث با اينكه از حيث سند و دلالت تمام است به دو وجه جواب دادهاند 1 - با اينكه حديث بمرئى و مسمع اصحاب بوده بخلاف آن فتوى دادهاند كاشف از اعراض مشهور است 2 - بنا بر اينكه مرحوم سيد استاد آقاى درچهء ره و استادنا الاعظم آقاى نائينى قده ميفرمودند كه ظواهرى كه بر خلاف مشهور است مورد علم اجمالى است كه بعض آنها ظاهرش مراد نيست و بناى عقلاء كه مدرك حجيّت ظواهر است ، بر حجيّت اين نوع ظواهر نيست ، فلذا اقوى در نظر استحباب صلوات است اگر چه احوط وجوب آن است هنگام ذكر نام آن حضرت
( مطلب دوم )
در كلام بعضى از اعلام است نظر به اينكه وجود مقدس نبوى و آل او صلوات اللَّه عليهم اجمعين بمقامى كه بالاتر از آن ممكن نيست و اصل شدند لذا صلوات بر آنها فائدهء عايد آنان نميكند بلكه نتيجهاش عايد فرستنده مىشود و اين سخن از جهاتى درست نيست :
1 - بنا بر اين موجب ركاكت لفظ مىشود و كلامى خالى از معنى مىگردد مخصوصا اگر منضمّ بجمله
« و ارفع درجته و قرّب وسيلته و تقبل شفاعته »
و امثال اينها گردد