« استغفار »
گفتن استغفر اللَّه ربّى و اتوب اليه و امثال آن است و در حقيقت استغفار و توبه و وجوب عقلى آن و وجوب قبول آن و شرايط و آداب و طريق تحصيل آن بحث طويل الذيل است و ما در كتاب عمل صالح كه آخر مجلد سيم كلم الطيّب است در اطراف آن بحث كردهايم و در اينجا تنها معنى اين ذكر شريف و اهميّت آن را متذكّر ميشويم در كلمه استغفار به دو اسم از اسماء شريفه الهى اشاره مىشود يكى غفّاريّت و ديگرى توّابيّت و غفّار و غفور از ماده غفر بمعنى ستر است ، بنا بر اين غفّار الذنوب با ستّار العيوب قريب المعنى است و چنانچه خداوند قبائح بدن را به ظاهر جمال پوشانيده و خواطر مذمومه و منويات ناپسنديده را مستور داشته قبايح اعمال و معاصى را نيز در دنيا و آخرت از نظر مردم پنهان ميدارد مگر اينكه خود بندگان پرده درى و هتّاكى نمايند و غافر و غفور و غفّار « اسم فاعل صفة مشبهه ، صيغه مبالغه » هر سه بر خدا اطلاق مىشود و غفور بر استمرار و غفّار بر كثرت و شمول مغفرت دلالت دارد در قرآن مجيد ميفرمايد
غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ
« 1 » و نيز ميفرمايد
وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
« 2 » و نيز ميفرمايد
وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى
« 3 » و توّاب مبالغه از تاب بمعنى رجع است و اين فعل اگر بعلى متعدى شود از صفات بارى است يعنى بازگشت از عقوبت و اگر بالى متعدى شود از صفات بنده است
هامش
( 1 ) . سوره غافر آيه 3
( 2 ) . سوره انعام آيه 165
( 3 ) . سوره طه آيه 84