قسم اول اموريست كه مقطوع الصدور بوده و شك نيست كه از ناحيه مقدّس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اوصياى معصومين او صادر شده ، اين گونه امور را نبايد انكار كرد كه انكارش موجب كفر و ارتداد مىشود قسم دوم اموريست كه دروغ بودن آنها قطعى است مانند بدعتهايى كه اهل بدعت و ضلالت در دين گذارده يا نسبتهاى ناروايى كه بمقام مقدّس انبياء و اوصياء و ملائكه دادهاند ، اين گونه امور را بايد باشد انكار ، انكار نمود هر چند بر طبقش اخبارى هم نقل شده باشد زيرا كه اين نوع اخبار يا مجعول است و يا مؤوّل .
قسم سوم امورى است كه دليل قطعى بر هيچ طرفى نيست ، نميتوان تصديق نمود زيرا گواه صادق و دليل قاطعى بر آن نيست و ممكن است جزو شريعت نباشد و نميتوان ردّ نمود چه ممكن است جزو شريعت باشد در اين صورت بايد تصديق اجمالى نمود و علم آن را به خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمه هدى محوّل كرد خواه بر طبق آن خبر معتبرى باشد يا نباشد زيرا حجيّت خبر معتبر در مقام عمل است نه در مورد اعتقاد .
و قسم اول از اين امور نيز بر دو قسم است :
اول امورى كه تحصيل اعتقاد به آنها لازم است و جاهل به آنها معذور نيست كه از آنها باصول دين تعبير مىشود دوم امورى كه تحصيل اعتقاد به آنها لازم نيست ولى چون قطعى الصدور است نبايد انكار نمود و امّا صلوات كه بعد از ذكر شهادتين گفته مىشود ميتوان جزو تشهّد و اذكار واجبه نماز شمرد و ميتوان آن را واجب مستقلّ و جزو دعاء دانست و بيان آن بيايد و امّا اذكار ديگر نماز مانند استغفار و قول سمع اللَّه لمن حمده و بحول اللَّه و و قوّته اقوم و اقعد از اذكار مستحبه است
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص١٧٩