دائر مدار قوّه ايمان و ازدياد معرفت بعظمت حضرت سبحان جلّت عظمته است و اينكه او عالم بسرائر و ضمائر ، و حاضر و ناظر ، و قادر و قاهر و مثيب و معاقب است و قيامت و حضور در پيشگاه عرش عظمت حق هميشه نصب العين انسان بوده و دنيا و زخارف آن در نظرش حقير و ناچيز باشد و به عين اليقين بلكه به حق اليقين ، يقين داشته باشد كه هيچ امرى بدون مشيّت حق واقع نميشود و بدانكه غرض اصلى از تشريع نماز قرب بمقام حق و اظهار عبوديت و انقياد و تسليم نسبت بامور تكوينى و اوامر تشريعى حق تبارك و تعالى مىباشد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با با ذر غفارى ره ميفرمايد
« يا ابا ذر اعبد ربّك كانّك تراه فان لم تكن تراه فانّه يراك » « 1 »
( اى ابا ذر پروردگارت را چنان عبادت كن كه گويا او را مىبينى چه گر تو او را نمىبينى او ترا ميبيند )
موضع چهارم بدن و جسم نماز
عبارت از امورى است كه در شرع بنحو شرطيت يا جزئيت در نماز اعتبار كرده و در فقه متعرض مسائل و احكام و فروع آن شدهاند و غرض ما در اينجا تعرض آنها نيست بلكه توجه باسرار و بواطن آنهاست
« اما شرايط نماز »
پس يكى از آنها وقت است ، انسان بايد در هر وقتى از اوقات نماز متذكّر شود ميقاتى را كه خداوند براى قيام خلايق و حضور در پيشگاه او مقرّر فرموده و خود را براى چنين موقعى مستعد و مجهّز و آماده و لايق حضور گرداند و ديگرى طهارت و پاك بودن بدن و لباس است ، هم چنان كه بدن و لباس بايد طاهر و پاك باشد قلب و روح انسان كه مورد نظر الهى است بايد از هر گونه رجس و پليدى از اخلاق رذيله و معاصى و قبايح پاك و منزه باشد و همين طور كه خود را به اين لباس ظاهرى ميآرايد به لباس تقوى نيز ملبّس شود
هامش
( 1 ) . وافى باب المواعظ