صفحه 226 - 242 و در كتاب وافى مجلّد دوم صفحه 32 و 33 بپارهء از اين اخبار اشارت كرده كه بيان آنها در اينجا موجب تطويل كلام مىشود و شايد در محل مناسبتر ذكر كنيم انشاء اللَّه تعالى و در اين مقام بنقل دو حديث اكتفاء مينمائيم 1 - در كافى « 1 » از حضرت رضا عليه السّلام از پدرش [ موسى بن جعفر عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود
« رفع الى رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قوم فى بعض غزواته فقال من القوم ؟ فقالوا مؤمنون يا رسول اللَّه قال و ما بلغ من ايمانكم ؟ قالوا الصبر عند البلاء و الشكر عند الرخاء و الرضاء بالقضاء فقال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حلماء علماء كادوا من الفقه ان يكونوا انبياء ان كنتم كما تصفون فلا تبنوا ما لا تسكنون و لا تجمعوا ما لا تأكلون و اتقوا اللَّه الّذى اليه ترجعون »
( ظاهر شدند نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گروهى در بعضى از جنگها ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود شما از چه گروهى هستيد ؟ گفتند ما از گروه مؤمنانيم حضرت فرمود ايمان شما بچه درجهاى رسيده و چه نتيجه و ثمرهاى ببار آورده ؟ گفتند شكيبايى هنگام بلاء و سپاسگزارى در وقت آسايش و خوشنودى بقضاء الهى ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود اينان عاقلان و دانايانى هستند كه نزديك است از جهت دانايى پيمبران باشند ، و اگر چنان ميباشيد كه توصيف كرديد بنا نكنيد آنچه را در آن سكونت نمىنمائيد و جمع نكنيد آنچه را نمىخوريد و بترسيد از خدايى كه بسوى او بازمىگرديد 2 - و نيز در كافى « 2 » از حضرت صادق روايت مىكند كه فرمود
« ينبغى للمؤمن ان يكون فيه ثمانى خصال وقورا عند الهزاهز صبورا عند البلاء شكورا عند الرخاء قانعا بما رزقه اللَّه لا يظلم الاعداء و لا يتحامل للاصدقاء بدنه منه فى تعب و الناس منه فى راحة انّ العلم خليل المؤمن و الحلم وزيره و العقل امير جنوده و الرفق اخوه و البرّ والده »
هامش
( 1 ) . كتاب الايمان و الكفر باب خصال المؤمن و ايضا رواه فى باب حقيقة الايمان و اليقين مع قليل من التفاوت
( 2 ) . كتاب الايمان و الكفر باب خصال المؤمن