و « 1 » در تحفة السعادة قبه مانندى باشد كه بر گنبد و چتر و خيمه وضع كنند از زر و نقره و مس و امثال آن [ 1 ] مثال مناسب چتر خواجوى كرمانى گويد :
بيت
چون شد ز بام طارم اين نيلگون حصار * منجوق چتر خسرو سياره آشكار *
ميم مطوق
- در مؤيد الفضلاء كنايه از ذكر باشد [ 2 ] . مثالش شيخ نظامى گويد :
شعر « 2 »
آنچه درين حال ازين « 3 » صوفيست * ميم مطوق الف كوفيست
مع الكاف التازى
موك
- [ بضم ميم ] نيش باشد .
مشكينك
- [ بضم ميم ] نام حلوائيست . كذا فى المؤيد .
منجنيك
- به وزن و معنى منجنيق باشد [ 3 ] .
مك
- مكيدن باشد . مثالش حكيم كسائى گويد :
شعر « 2 »
ايدون فروكشى « 4 » بخوشى زان مى حرام * گوئى كه شير مام ز پستان همى مكى
و بمعنى مكنده نيز آمده كه اسم فاعل باشد . مثالش حكيم سوزنى گويد « 5 » :
بيت
يابد ز تو جواب نعم سايل نعم * از پير سالخورده تا طفل شيرمك
و بمعنى امر بمكيدن نيز باشد و در مؤيد الفضلاء - بضم ميم - بمعنى زوپين آمده . مثالش پوربهاى جامى گويد :
بيت
بادا خليده ديدهء شوخت به زخم خار * وانگاه سفته سينهء شومت بنوك مك
هامش
( 1 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 2 ) - « س » ندارد .
( 3 ) - در گنجينهء گنجوى : ازين مال درين .
( 4 ) - كلمه در « الف » بالاى سطر در حاشيه است .
( 5 ) - كلمه از « ك » است .
( 1 ) معنى اخير در برهان نيست و آنجا بمعنى علم نيز آمده است .
( 2 ) الف كوفيان .
( 3 ) فلاخن مانندى كه بر سر چوبى تعبيه كنند . و سنگ و خاك و آتش در آن كرده به طرف دشمن اندازند ( برهان ) .