تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1329

مساهمون:

ص١٣٢٩
بيت
ز قنوج و از دنبر و مرغ و ماى * برفتند چون باد لشكر ز جاى

موغ

[ بضم ] همان مغ مرقوم بمعنى اول چنان كه « 2 » مولوى معنوى گويد در مسمط : شعر « 1 »
با قبلهء آتشين چو موغند * وز آتشهات در فروغند فارغ از صدق و از دروغند * اى ماه بگو كه از كجائى

مرغ

- [ بضم ميم ] طير بود [ 1 ] و نيز آفتاب را گويند در نسخهء ميرزا چنين آورده و به اين بيت شيخ نظامى متمسك شده : شعر « 1 »
تو دهى صبح را شب افروزى * روز را مرغ و مرغ را روزى
و يكى از استادان نيز مؤيد اين معنى گويد : بيت
بود طعمهء باز تو مرغ روز * نه مه همچو رايت بود شب فروز

مع الفاء

ماناف

- زنى باشد كه زنان حامله را اعانت كند در وضع حمل يعنى ماماچه و به عربى قابله گويند . مام‌ناف « 3 » نيز به اين معنى است . كذا فى الفرهنگ [ 2 ] .

مع القاف

منجوق

- ماهيچهء علم و چتر باشد در نسخهء ميرزا و حكيم اسدى بمعنى علم گفته : شعر « 1 »
چو زلف بتان جعد منجوق باد * گهى برنوشت و گهى برگشاد « 4 »
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - اصل : چنانچه . ( 3 ) - « س » : نام مامت . ( 4 ) - « س » : گشا .
( 1 ) يعنى مطلق پرنده . و در تداول مرغ خانگى يعنى ماكيان نيز معنى دهد . و در برهان معنى پنجهء زنجبيل يعنى پارچه‌اى از زنجبيل كه چند شاخه داشته باشد نيز دارد . ( 2 ) در برهان معنى ناف نيز دارد .