شعر
تو كى بشنوى نالهء دادخواه * بكيوان برت كلهء بارگاه
و - بفتح كاف - « 1 » سر حيوانات مطلقا باشد * و بمعنى بيوفا و هر جائى باشد و به اين معنى بتخفيف لام نيز آمده و بمعنى اطراف دهن كه در وقت اكل و باد كردن برآيد نيز آمده [ 1 ] . مثال اين معنى امير خسرو گويد :
بيت
خازن بىعاقبتان شد دهان * بوزنگان را كله شد توشهدان
و در فرهنگ نام شهرى نيز آمده كه در ميان جزيرهاى واقعست . مثالش حكيم اسدى گويد :
بيت
چنين هر يكى همچو شير يله * گزين كرد و شد تا به شهر كله
و نيز هر مرتبه كه سوزن را در جامه فرو برند و برآرند كله گويند و بمعنى ديگدان نيز آورده و - بضم كاف و تخفيف لام مفتوح - موى جمع كرده باشد [ 2 ] و به اين معنى - بكاف فارسى - [ 3 ] نيز گفته اند . شاعر گويد :
بيت
جاى جانها شكن شب پوشت * دام دلها كلهء پرشكنت
و بمعنى ناقص و كوتاه نيز باشد [ 4 ] . و به عربى كله - بكسر كاف و فتح لام مشدد - بمعنى پردهء تنك و پرده كه همچو خانه بدوزند آمده . و در شرح « 2 » سامى مسطورست كه كله به عربى چيزى تنك باشد كه همچو خيمه بزنند و عروس را در زير آن آرايش كنند .
كمانه
- مقنى باشد يعنى كاريزكن [ 5 ] مثالش شمس فخرى گويد :
بيت
برون آرد هزاران بحر كلكش * بدان صورت كه منبع را كمانه
هامش
( 1 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 2 ) - « س » : سرح .
( 1 ) در برهان معنى رخساره و روى و گوى كه در وقت خنديدن بهر دو طرف روى پيدا شود و معنى كمان و فرو بردن و برآوردن درآرميدن با زن و بخيه كردن خياطان و گرز آهنين نيز دارد .
( 2 ) برهان درين معنى با تشديد ثانى آورده است و بمعنى بند پا كه به عربى كعب گويند نيز آورده و با تخفيف و ظهور هاء مخفف كلاه است .
( 3 ) يعنى : گله .
( 4 ) هر چيز كوتاه و ناقص عموما و آدم كوتاه خصوصا ( برهان ) ( در تداول مردم قزوين كله مرغ دم كوتاه است ) .
( 5 ) چاه جوى .