بيرون كشيده باشد [ 1 ] و در فرهنگ بمعنى گوشت پاره كه از انتهاى كام آويخته باشد كه ملاذه نيز گويند آمده . مثالش اين بيت نزارى آورده :
بيت « 1 »
همى تا دايه كنج و كام كردش * پدر فرزانه هرمز نام كردش
و بمعنى احمق و معجب نيز آمده [ 2 ] .
كولنج
- [ به وزن و معنى قولنج باشد كه معرب « 2 » آنست [ 3 ] .
كين ايرج
- نام نوائى و لحنى باشد از جملهء سى لحن باربد . مثالش شيخ نظامى گويد :
شعر
چو كردى كين ايرج را نواساز * جهان را كين ايرج نو شدى باز
و كينهء ايرج نيز گويند .
مع الجيم الفارسى كاچ
- دو معنى دارد : اول سيلى باشد كه بر قفا زنند ؛ دوم درخت صنوبر را گويند . شمس فخرى بهر دو معنى گويد :
بيت
ز انتقام شيخ ابو اسحق رفت * از جهان ظلم و تعدى خورده كاچ
از تف محنت دل اعداى او * شاخ شاخ آمد بسان بار كاچ
و بمعنى اول سراج الدين راجى گويد « 3 » :
[ بيت ]
بجرم اينكه خواهم از تو يك ماچ * زند بر روى من ناز تو صد كاچ
و در شرفنامه بمعنى ميان سر نيز آمده كه آن را تارك و چكاد نيز گويند [ 4 ] .
كاپليچ
- انگشت كهين باشد « 4 » در نسخهء وفائى اما شمس فخرى بمعنى انگشت كوچك دست آورده و گفته :
شعر
چون باستحقاق شاهى ممالك زان اوست * خاتم ملك سليمان دارد اندر كاپليچ
و حكيم اسدى در نسخهء خود بمعنى انگشت كهين مطلق آورده [ 5 ] .
كيچ
- [ به وزن هيچ ] پراكنده باشد . و جنسى است از جامه و معنى اخير از زفان گوياست [ 6 ]
كهيچ
- [ بفتح كاف ] در فرهنگ نام قلعهاى از سيستان باشد و بمرور ايام جيم را انداخته كهى گويند [ 7 ] . مثالش حكيم فردوسى گويد :
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - « س » : به عربى .
( 3 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ب » است .
( 4 ) - « ب » : انگشت كوچك دست و پا .
( 1 ) در برهان در معنى خودستا و احمق كنچ نيز آورده است و نيز گويد كنج معنى كشك ، قروت ( تركى ) نيز دارد . و بكسر اول معنى فيل بزرگ جثه و قوى هيكل و مهيب جنگى دارد .
( 2 ) مصحف : لنج ( استاد دهخدا ) .
( 3 ) برهان گويد معنى آتشدان نيز دارد ( مصحف گولخ . حاشيهء برهان ) و نام نوائى از موسيقى نيز هست .
( 4 ) در برهان معنى كاشكى و افسوس و كاش ( كاج ) نيز دارد و بمعنى كاشى ، شيشهء صلايه كرده نيز هست كه كاسهگران بر روى كاسه و طبق و خشت ناپخته مالند و پزند .
( 5 ) در برهان كابليج آمده است .
( 6 ) در برهان بمعنى ولايتى نزديك سيستان و بمعنى كم و اندك و كوچك و آهسته هم آمده است .
( 7 ) برهان گويد : كهيج معرب كهى است .