و « 1 » در فرهنگ بمعنى فتيلهء تفنگ آمده . « 21 »
جمرى « 2 »
- [ بفتح و ضم جيم ] بازارى و بد اصل باشد . و اصح « 3 » بكسر جيم است .
جاى
- معروف كه به عربى مكان گويند و ديگر نام گلى است كه در هند مىباشد . مثال هر دو معنى امير خسرو گويد :
بيت
جاى نه در باغ ز گلهاى جاى * مرغ در افغان كه بگيريد جاى
هامش
( 1 ) جملهء بعد از « ب » است .
( 2 ) كلمه در « الف » نيست .
( 3 ) كلمه را « الف » در حاشيه آورده است .
( 21 ) در برهان بمعنى دردى پياله و خوراك نيز هست .