را پيغمبر مىدانستند .
ايران -
بر وزن پيران نام هوشنگ بن سيامك باشد و ولايت عراق و فارس و خراسان و آذربايجان و اهواز و طبرستان و بيشتر از حدود شام را نيز گويند .
ايران شهر -
بر وزن ويران شهر نام اول نيشابور است .
ايرج -
به كسر اول و سكون ثانى مجهول و ثالث مفتوح به جيمزده نام پسر فريدون است و نفس فلك آفتاب را نيز گويند و نام يكى از پادشاهان بابل هم بوده است .
ايرسا -
به كسر اول و سكون ثانى و ثالث و سين بىنقطه به الف كشيده به يونانى قوس و قزح را گويند و نام بيخ سوسن آسمانگون هم هست و چون گل آن زرد و سفيد و كبود مىباشد بنا بر آن ايرسا ناميدهاند چه شبيه به قوس و قزح است .
ايرسون -
با سين بىنقطه بر وزن نيلگون به يونانى طلق و زرورق را گويند و به شيرازى برقك خوانند .
ايرقان -
با قاف بر وزن ميهمان به لغت رومى حنا را گويند و آن برگ درختى باشد كه بكوبند و خمير كنند و بر دست و پاى بندند .
ايرگ -
به كسر اول و سكون ثانى و ثالث و كاف به لغت زند و پازند به معنى مردم باشد چه ايرگان مردمان را گويند .
ايرگان -
با كاف فارسى بر وزن ميهمان به لغت زند و پا زند به معنى مردمان باشد كه جمع مردم است .
ايرمان -
بر وزن و معنى ميهمان است اما ميهمان طفيلى كه به رفاقت ياران و دوستان به جائى برند يا خود بىآنكه او را طلبيده باشند برود و شخصى را نيز گويند كه بىرضا در خانه يا ملك كسى فرود آيد و به معنى عاريت و حسرت و آرزو و آرمان هم گفتهاند چه ايرمان خود حسرت خورنده را گويند و به معنى ندامت و پشيمانى هم آمده است و نام شهرى و مدينهاى هم هست .
ايرمان سرا -
بر وزن ميهمانسرا خانه و سراى عاريتى را گويند و سركوى مطلوب و حسرت خانه را نيز گويند و دنيا را به طريق مجاز ايرمان سرا مىگويند .
ايرون -
با واو و حركت مجهول گوگرد را گويند كه جزو اعظم باروت است و آن از كوه مانند انار دانه بر مىآيد .
ايرى -
بر وزن ميرى به لغت زند و پازند مردم و مردمى را گويند .
ايزاره -
با زاى نقطهدار بر وزن بيچاره ازاره خانه را گويند و آن از ديوار مقدارى باشد از زمين خانه تا به كنار طاقچه مرتبه پائين كه هنگام نشستن پشت بر آن گذارند .
ايزد -
به كسر اول و ثالث و سكون ثانى و دال ابجد ناميست از نامهاى بارىتعالى جل جلاله .
ايزدگشسب -
ايزد معلوم و كاف فارسى و شين نقطهدار مفتوح و به سين بىنقطه و باى ابجد زده به معنى خداپرست باشد و نام يكى از از امراى بهرام چوبين هم هست .
ايزغنج -
به كسر اول و سكون ثانى مجهول و زاى هوز و غين نقطهدار مضموم به نون و جيمزده جوال را گويند به ضم زاى فارسى هم به نظر آمده است .
ايژك -
با ثانى مجهول و زاى فارسى بر وزن ميخك شراره آتش را گويند .
ايسا -
به كسر اول و سكون ثانى و سين بىنقطه به الف كشيده نام پيغمبريست از پيغمبران بنى اسرائيل و نام صحف ابراهيم عليه السلام هم هست و به معنى اين زمان و اين دم و الحال هم باشد .
ايشان -
بر وزن خويشان ضمير است نسبت بذوى العقول حاضر به طريق تعظيم و جمع نيز استعمال كنند .
ايشه -
بر وزن و معنى بيشه و جنگل باشد و جاسوس و چاپلوس را نيز گفتهاند .
اى شهريار -
نام روز سىام است از ماههاى ملكى و خطاب به كلانتر و شهريار هم هست .
ايشى -
با ثانى مجهول به وزن خويشى وصف زنان است همچو بىبى و بيگه و بيگم .
ايغده -
به كسر اول و ضم غين نقطهدار بر وزن بيهده به معنى سبكسار و بيهودهگوى باشد به اين معنى به فتح اول هم آمده است .
ايفده -
با فا بر وزن و معنى ايغده است كه بيهودهگو و سبكسار باشد كه هرزه چانه گويند .
ايقون -
به كسر اول و سكون ثانى و قاف به واو