افدستا : بفتح همزه و سكون فاء و كسر دال كلمه پهلويست ، « افد » شگفت بود و « ستا » ستايش و معنى مجموع كلمه ستايش خداوند جل جلاله و عم نواله بود . « 1 » دقيقى گفت « 2 » : بيت
جز از ايزد توام « 3 » خداوندى « 4 » * كنم از دل به تو بر « 5 » افدستا
ايرا : بكسر همزه « 6 » بمعنى « زيرا » بود « 7 » . رشيد الدين وطواط گفت : بيت « 8 »
بر من زمانه [ بد « 9 » ] كند ايرا نگشتهام * منقاد امر او و جزينش بهانه نيست
و حكيم « 10 » خاقانى گفت : بيت « 11 »
دانى ز چه سرخ رويم « 12 » ايرا « 13 » * بسيار دميدم آتش غم
و كمال الدين اسماعيل گفت : بيت « 14 »
عقل را بندهء شهوت مكن ايرا نه رواست * كه ملك هيمهكش مطبخ شيطان گردد
ايليا : « 15 » سه معنى دارد اول نام امير المؤمنين على بن ابي طالب « 16 » عليه السلام ( در تورات است ) دوم ايليا بن « 17 » ملكان نام « 18 » حضرت خضر است « 19 » عليه ( الصلاة و ) السلام . سيوم نام بيت المقدس است .
فصل باء « 20 »
بتا : اعنى بگذار و عرب « خل » « 21 » ( گويد ) بصيغهء امر « 22 » .
ابو شكور « 23 » گفت : بيت
بتا روزگارى برآيد برين « 24 » * كنم پيش هر كس ترا « 25 » آفرين
برنا : جوان بود « 26 » . حكيم انورى گفت : بيت
بهار دولت او « 27 » آن هواى معتدل دارد * كه گردون خرف را تازه كرد ايام برنايى « 28 »
بغا : « 29 » « حيز » « 30 » باشد . حكيم قطران « 31 » ( ارموى ) « 32 » گفت : بيت
دربان تو اى « 33 » خواجه مرا دوش بغا گفت * تنها نه مرا گفت ، مرا گفت و « 34 » ترا گفت « 35 »
( گفتا شعرا جمله بغا باشند « 36 » و آنگه * بيتى دو سه برخواند كه اين خواجهء ما گفت « 37 » )
فصل پى « 38 »
پارسا : پرهيزكار باشد و خداى « 39 » ترس . امير معزى گفت : بيت
هامش
( 1 ) - ك : « افدستا - كلمه ستايش خداوند جل ( ظ : جلت ) عظمته است »
( 2 ) - ك : گفته
( 3 ) - د : توم
( 4 ) - ك : مصراع را چنين آورده : « مدح جز حضرت بيچون نكنم »
( 5 ) - ك : بتوصد
( 6 ) - ط :
همز
( 7 ) - ك : « ايرآ - يعنى زيرا كلمهء تحقيق »
( 8 ) - د / ك - اين مثال را ندارند
( 9 ) - ط :
داخل قلاب را ندارد ( تصحيح قياسى )
( 10 ) - د : « حكيم » ندارد
( 11 ) - ك : اين مثال را ندارد
( 12 ) - ط : گشتم
( 13 ) - ن . ل : ايراك ( ديوان )
( 14 ) - د / ك : اين مثال را ندارند
( 15 ) - ك : « ايليا - اول اسم على بن ابي طالب صلوات اللّه و سلامه عليه ( درود با قلمى ريزتر نوشته شده است گويى كاتب يا خوانندهاى بعدها آن را كنار طالب كه در پايان سطر قرار گرفته افزوده است ) چنان كه شيخ سعدى ( ؟ ) در ترجيعى كه در مدح حضرت ع ساخته گفته :ارمنى شنطياش مىخوانند * هم يهود ايلياش مىخوانندهم نصيرى خداش مىدانند * ما على را خدا نمىدانيماز خدا هم جدا نمىدانيم »( 16 ) - د : « بن ابي طالب ندارد »
( 17 ) - د : ايليا مكان
( 18 ) - « نام » ندارد
( 19 ) - فروزانفر : « بنا بر آنكه خضر و الياس يكتن باشد »
( 20 ) - ك : عنوان را ندارد
( 21 ) - ط : خيل
( 22 ) - ط : امير / ك :
« بتآ - يعنى بگذار »
( 23 ) - ط / د : بوشكور
( 24 ) - ط - چنين
( 25 ) - ط : هزار
( 26 ) - ك : « برنا - جوان دولتمند بود »
( 27 ) - ط : الوان
( 28 ) - ك : اين مثال را ندارد
( 29 ) - ك : يغمآ
( 30 ) - ط / د :
خير
( 31 ) - ط : امير معزى
( 32 ) - داخل دو هلال فقط در « د » آمده با ضبط « ارمدى »
( 33 ) - ك : اين
( 34 ) - د : « و » ندارد
( 35 ) - ك : تو را گفت و مرا گفت
( 36 ) - د : باشد
( 37 ) - بيت دوم قطران فقط در « د » آمده است .
( 38 ) - ك : عنوان را ندارد
( 39 ) - د : خداترس ( در حاشيه به خط كاتب )