اعراض را نيز شامل مىگردد . شاهد اين سخن را در مثالهايى كه وى براى اثبات اين قاعده ذكر مىكند ، به روشنى بتوانيم بيابيم . يكى از مثالهايى كه به عنوان تأييد اين قاعده ذكر شده ، اين است كه روح نفسانى كه در انسان بين قلب و دماغ قرار گرفته چون از جهت وجود لطيفتر از كليهء موجودات مادى مىباشد ، جميع كيفيات مادى از قبيل مزهها ، بوها ، رنگها را به آسانى مىپذيرد . اگر اين مثال مورد بررسى قرار گيرد ، به روشنى معلوم مىشود نسبت كيفيات مادى به روح نفسانى مانند نسبت صورت به هيولا نيست ؛ بلكه نسبت كيفيات مادى به روح نفسانى نسبت اعراض به موضوعات مىباشد . بنابراين ، دايرهء مفهوم قاعده ، گستردهتر خواهد بود و مصداق آن در انحصار هيولاى نخستين كه جز قوهء محض چيز ديگرى نيست ، نخواهد بود . صدر المتألّهين به دنبال اين قاعده اضافه مىكند : هيولا هر اندازه از جهت جوهر بسيطتر و از حيث روحانيت شديدتر باشد ، از جهت صورت و كمال فعليت شريفتر و والاتر خواهد بود . استدلال وى براى اثبات اين قاعده ، به دو اصل متكى است كه يكى از آن دو اصل صغرى و ديگرى كبراى قياس را تشكيل مىدهند . اصل اول اين است كه در جاى خود ثابت شده كه تركيب هيولا و صورت با يكديگر يك تركيب اتحادى است . اصل دوم اين است كه « حكم أحد المتّحدين يسرى إلى الآخر » نتيجهء اين دو اصل به صورت يك نظم قياسى اين است كه هر اندازه هيولاى يك شىء لطيفتر و شريفتر باشد ، صورت فعليهء آن شىء نيز لطيفتر و شريفتر خواهد بود و اين همان چيزى است كه ملّا صدرا آن را به عنوان قاعدهء فلسفى در آثار خويش آورده است .
حاج ملّا هادى سبزوارى سخن صدر المتألّهين را دربارهء اصل اول مورد انتقاد قرار داده و معتقد است براى معتبر بودن اين قاعده لازم نيست تركيب ماده و صورت را يك تركيب اتحادى بدانيم ، بلكه اگر تركيب هيولا و صورت يك تركيب انضمامى نيز بوده باشد ، به صحت اين قاعده هيچگونه لطمهاى وارد نخواهد شد ؛ زيرا در تركيب انضمامى نيز يك نوع سنخيت و مناسبت بين اجزاى مركب ، پيوسته ضرورى و لازم است . بنابراين ، اعم از اينكه هيولا و صورت اتحادى باشد يا انضمامى چون
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: اسماعيل ناظم
ص١٧٩