ورم مىكند و اسفنجى مىشود و خونريزى كرده و به سهولت داراى عفونت مىشود ، و اگر درمان نشود در شرايط بسيار بد ممكن است دندانها را نيز لق كند . اين علامت در اصطلاح فنى با نام جينوجيوىتيس « 1 » شناخته مىشود . پوست بدن ضخيم شده و در نقاطى پوستهپوسته مىشود . به علت ضعف رگهاى خونى در بن موها آثار خونريزىهاى كوچكى ظاهر مىشود . در مواقعى كه فشار كمى بر مو بيايد حتى فشار در موقع شانه كردن يا لباس پوشيدن كافى است تا خونريزى كوچك در بن موها ايجاد گردد .
عوارض فوق در درجه اول در پاها و در بازوها ظاهر مىشود و بموازات اين عوارض ضعف عمومى و سختى تنفسى نيز ديده مىشود . در اثر شكستن و شكاف ديوارهء رگهاى موئين و ايجاد خونريزيهاى كوچك بتدريج ممكن است آثار بيمارى كمخونى در بدن ظاهر شود . مقاومت بدن در مقابل عفونتها كاسته شده و التيام زخمها منتشر مىگردد و زخمهاى كهنه باز مىشود .
جالب اينجاست به محض اينكه خوردن ويتامين
C
به مقدار لازم آغاز شود چه در كودكان و چه در بزرگسالان عوارض فوق الذكر بسرعت يكى پس از ديگرى كاهش مىيابد و شفاى بيمار محسوسا شروع مىشود .
از نظر مقدار ويتامين
C
روزانه ضرورى براى بدن تحقيقات وسيعى انجام گرفته است و اصولا ويتامين
C
حتى به مقدار خيلى كم آثار معجزهآسائى را منعكس مىسازد .
در مورد مقدار ويتامين
C
موجود در خون ، اگر مقدار آن در حدود يك ميلىگرم در هر 100 ميلى ليتر خون باشد معمولا خوب و نرمال تلقى مىشود . با توجه به اينكه يك شخص بزرگسال سالم نرمال با وزن متوسط 70 كيلو گرم در حدود 5 ليتر خون در بدن دارد بنابراين وجود 50 ميلىگرم ويتامين
C
در خون يك شخص با وزن متوسط ، موجودى نسبتا خوبى است . كارشناسان با احتياط بيشتر اين رقم را 60 تا 75 ميلىگرم منظور مىدارند .
هامش
( 1 ) .Gingivitis .