مىشود و او آن را فاكتور خارجى نام گذارد ، باهم تركيب شده مادهء عامل ضد كمخونى مهلك در جگر را تشكيل مىدهند و در مورد آزمايش كه با ماهيچهء گاو تنها و يا با ماهيچهء گاو و شيرهء معدى شخص بيمارى به عمل آمده بود چون فاكتور داخلى در شيرهء معدى بيمار مبتلا به كمخونى مهلك وجود ندارد به اين علت اثر شفابخشى نشان نداده است .
در جريان مطالعات درمان بيمارى كمخونى مهلك هروقت يك ويتامين جديدى از گروه ب - كمپلكس كشف مىشد فورا دانشمندان از آن براى آزمايش شفابخشى و درمانى در موارد كمخونى مهلك استفاده مىكردند ، تا شايد درمانى براى اين بيمارى بيابند . ابتدا تصور مىشد كه مادهء مؤثر موجود در جگر براى شفاى بيمارى كمخونى فوليك اسيد است زيرا فوليك اسيد در وضع خون بيماران مبتلا به كمخونى مهلك بهبودهايى ايجاد مىكرد . بعدها روشن شد كه فوليك اسيد نمىتواند وضع خون را به حال طبيعى برگرداند و اثرى در درمان تغييرات و اختلالات عصبى كه در بيمارى كمخونى مهلك ديده مىشود ندارد .
مانع بزرگ در راه پيشرفت تحقيقات براى پيدا كردن عامل درمان اين بيمارى اين بود كه دانشمندان ناچار بودند تمام آزمايشها را روى انسانهاى بيمار و مبتلا به اين بيمارى انجام دهند و هيچ حيوانى مبتلا به اين بيمارى نمىشد تا در آزمايشگاه مورد مطالعه قرار داده شود .
در سال 1947 مرى شراب « 1 » از دانشگاه مريلند در عصارهء جگر يك عامل رشد پيدا كرد كه در مورد رشد ميكروارگانيسمى به نام لاكتوباسيلوس لاكتيس « 2 » مؤثر بود ، نتيجهء اين آزمايش بعدها توسط ادوارد « 3 » الريكس و همكارانش به كار گرفته شد و بالاخره در سال 1948 ويتامين
B 12
بدست آمد . در همين زمان دانشمند ديگرى به نام
هامش
( 1 ) .Mary shrob .( 2 ) .Lactobacillus lactis .( 3 ) .Edward L . Rickes .