كمبود آن از طريق خوردن موادى به عمل نيامده است . ولى معمولا مقدارى در حدود 300 ميكروگرم در نظر گرفته مىشود كه البته براى نوزادان تازه متولد شده كمى بيشتر منظور مىشود .
علت كمتوجهى به تعيين ميزان لازم مصرف روزانه بطور جدى شايد اين باشد كه تصور مىكنند كه مقدار ويتامين
K
لازم براى بدن بطور مستمر در بستر رودهها بطور طبيعى توسط ميكروارگانيسمها تدارك و تأمين شود و تنها دورهاى كه روده فعاليتى در جهت توليد ويتامين
K
ندارد ظاهرا دورهء بلافاصله پس از تولد نوزاد است و دورهء ديگرى كه چنين حالتى رخ مىدهد موقعى است كه شخص در مدت طولانى از آنتىبيوتيك و داروهاى گوگردى استفاده كرده باشد و معمولا پس از خاتمه دوران معالجه با داروهاى گوگردى و يا آنتىبيوتيك فعاليت بازسازى ويتامين
K
در رودهها براى مدتى متوقف مىشود .
كمبود ويتامين
K
در بدن معمولا يك عارضه ثانوى است كه در اثر بيمارى خاصى در بدن ايجاد مىشود و اختلال در كار رودهها در امر ساختن ويتامين
K
معمولا در اشخاصى كه مبتلا به اسهال مزمن و يا كوليت « 1 » و يا بيماريهاى رودهاى ديگرى هستند رخ مىدهد و بدن دچار كمبود ويتامين
K
مىشود . املاح صفرا « 2 » نظير سديم گلىكوكولات « 3 » و نظائر آن در بدن براى جذب ويتامين
K
عامل اساسى بشمار مىآيند .
اينگونه املاح صفرا در اشخاص مبتلا به بيمارى زردى « 4 » انسدادى و بيمارانى كه سطح پروترومبين در خون آنها پائين آمده بسيار جزئى و كم است و گاهى وجود ندارد و در اين قبيل موارد خاصيت انعقاد خون كم شده و خون در مدت خيلى طولانى لخته مىشود .
هامش
( 1 ) .Colitis .( 2 ) .Bile salts .( 3 ) .Sodium glycocholate .( 4 ) .Jaundice obstructive .