بريزند و پس از آن بپزند ، سميت آن به كلى از بين مىرود . قسمت پايين دمبرگهاى گروهى برگها كه به هم چسبيده و ساقهء گوشتى ضخيم درست مىكنند را نيز جوشانده و با گوشت سوپى درست مىكنند و مىخورند براى استسقا و اسهال خونى بسيار نافع است [ هو ] . غدهء متورم زيرزمينى آن را نيز با سركه جوشانده و محلولى درست مىكنند كه در استعمال خارجى براى رفع بيمارىهاى پوست بسيار مفيد است . از لهشدهء برگها و دمبرگها با شكر ضمادى درست مىكنند كه براى التيام زخم مفيد است و از لهشدهء غدهء زيرزمينى گياه نيز ضمادى درست مىشود و در محل گزش مار مىگذارند [ بركيل هانيف ] . در اندونزى غدههاى زيرزمينى گياه را با پياز و تمر هندى مخلوط كرده و له نموده و در موارد ناراحتى و خستگى شديد روى ساقهاى پا مىگذارند [ وك ] . اين مخلوط براى رفع سردرد ، پشتدرد ، كمردرد زنان در موقع وضع حمل نيز ماليده مىشود و مفيد است [ سلبس :
آدريانى كرويت ] .
در تمام مدارك توصيه شده است كه غدههاى زيرزمينى گياه نبايد خام خورده شود زيرا سمّى است و ايجاد خارش مىنمايد [ هين ] . در گينهء جديد برگهاى لهشدهء گياه را در محلهاى سوختگى مىگذارند [ استوپ ] . در جزاير سليمان از برگهاى گياه مانند سبزى خوردنى استفاده مىشود كه خام يا نپخته خورده مىشود و از لهشدهء آن هم به عنوان ضماد روى زخمها مىگذارند [ ريشينگر ] . در بعضى مناطق اوقيانوسيه بومىها از غدّهء خام زيرزمينى سمّى اين گياه براى مسموم كردن دشمنان خود استفاده كرده و مخلوط با غذا به آنها مىخورانند ، در اين قبيل موارد زبان و مخاط لوله گوارشى متورم شده و آثار مسموميت ظاهر مىگردد .
و امّا در مورد مشخصات دارويى قلقاس در كتب طب سنتى ايرانى چنين آمده است :
قلقاس كه در كنار جريانهاى آب در مناطق حارّه مىرويد گياه بدون ساقهاى است . برگهاى آن داراى دمبرگ بلند و ضخيم به ضخامت يك انگشت است . بيخ يا ريشهء آن متورم و ضخيم در ابعاد يك سيب و يا به شكل هويج ، كلفت ، رنگ پوست خارجى آن مايل به سرخى و مقطع آن سفيد است . طعم آن قابض و تند است و پس از اينكه در آب جوش دهند و چند بار آن را عوض كنند و پس از آن بپزند تندى آن از بين مىرود .
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: حسين مير حيدر
ص١٦٦