گياه وسمه
آغاز آب آوردن ( آبمرواريد ) نافع است . اگر ريشهء آن را با آب بپزند و صاف نموده و قدرى صمغ عربى داخل آن نمايند ، مانند مركب براى نوشتن رنگ خوبى است .
خوانندهء محترم توجه فرمايند كه در موارد كاربرد گياه وسمه در قسمت اول كه عقايد حكماى چينى و خاور دور ذكر شد آن را سرد و خنككننده مىدانند و در مواردى براى كاهش حرارت تبها به كار مىبرند . ولى در كتب طب سنتى ايرانى آن را گرم و خشك مىدانند و براى مواردى سواى آنچه كه در خاور دور به كار مىرود تجويز مىنمايند . اين يكى از موارد نادرى است كه بين اين دو گروه حكما اختلاف نظر هست و يا به عبارت بهتر اتفاق نظر وجود ندارد و موضوع جالبى براى تحقيق است كه نظر پژوهشگران پزشكى را براى انجام تجربياتى در اين زمينه جلب مىنمايد .
توضيح : سرمه نيز كه براى ماليدن به چشم كاربرد دارد و به فرانسوى
Stibine
و به انگليسى
Collyrium
( مترادف توتيا ) نامند ، سنگى است به نام سنگ سرمه سياه براق غير شفاف سنگين و معدن آن در اغلب نقاط ايران هست و بهترين آن در اصفهان مىباشد . از كرمان نيز مىآورند ولى كمارزشتر از سرمهء اصفهان است [ عرايس ] .
سنگ اصفهان را از معدنى در نواحى قهپايه مىآورند [ تحفه ] به عربى « اثمد » گفته مىشود . اثمد همان آنتيموان است و سنگ سرمه نيز سولفور آنتيموان مىباشد .