تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
كمى سبك كه قابل نفوذ و پرقوت و غنى از مواد آلى باشند ، براى زيره مناسب است . بذر زيره را در زراعتهاى خطى روى خطوطى به فاصلهء 30 سانتىمتر مىكارند و به اين ترتيب در حدود 15 - 10 كيلوگرم در هكتار بذر مصرف مىشود . معمول است در زراعت دوسالهء زيره ، براى اينكه حد اكثر استفاده از زمين بشود گياه زيره را با گياه ديگرى كه در سال اول مىرسد و برداشت مىشود ، نظير خشخاش ، خردل ، لوبيا ، شبدر سفيد يا گشنيز و امثالهم توأما مىكارند . گياه سال اول ، قبل از اينكه شاخه‌هاى گلدار زيره نمايان شود ، برداشت مىشود . گلهاى زيره معمولا در ارديبهشت سال دوم ظاهر مىشود و 5 / 2 - 2 ماه بعد ميوهء آن كه زيره است ، مىرسد و همين‌كه تقريبا تمام ميوه‌ها به رنگ قهوه‌اى درآمد برداشت محصول بايد با احتياط آغاز شود . معمول است اگر قدرى زودتر برداشت آغاز شود ، بهتر است تا ديرتر آغاز گردد زيرا در صورت دير شدن چترهاى ميوه خشك شده و در موقع برداشت مىريزند كه قسمتى از محصول هدر مىرود و بهتر است برداشت محصول صبح زود وقتى كه هنوز شبنمها روى بوته‌ها هستند ، انجام شود زيرا در اين صورت خيلى كمتر دانه‌ها مىريزد . پس از برداشت ، شاخه‌هاى ميوه‌دار را روىهم دسته كرده و 20 - 15 روز در محل كوبيدن مىگذارند تا رسيدن ميوه‌ها كامل شود و پس از آن كوبيده و بوجارى مىنمايند . تخم زيرهء سياه كه نيمه‌اى از هر ميوه است در حدود 5 / 0 سانتىمتر طول دارد . دو طرف آن باريك است ، رنگ آن قهوه‌اى سير متمايل به سياه و داراى 5 خط برآمده كمرنگ طولى در سطح مىباشد . مقدار محصول زيرهء سياه 2 - 1 تن در هكتار مىشود . كاه كلش آن پس از برداشت ، علوفهء خوبى براى گاو شيرده مىباشد . زيره در اغلب كشورهاى جهان كاشته مىشود و در حال حاضر بازار عمدهء صادرات زيرهء سياه در دست هلند است . از ايران نيز مقدارى صادر مىشود . زيره در ايران كرمان ، كوه لاله‌زار ، نهاوند ، دامنه‌هاى البرز و كندوان به‌طور خودرو مىرويد . گياه زيره از گياهان قديم است كه از روزگاران كهن بشر آن را شناخته است و از اوايل قرون وسطى كشت آن در اروپا ابتدا در سيسيل و جنوب جزاير اسكانديناوى آغاز شده است . در كتابهاى طب سنتى گياهى آلمانى كه در قرن 12 ميلادى منتشر شده‌اند در همهء آنها از اين گياه با نام
( Cumich )
يا
( Kummich )
نام برده شده است .
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 363 | حسين مير حيدر