معده ، قابض ، تونيك ، محرك و آرامبخش و دارويى براى ناراحتىهاى پس از زايمان تجويز مىشده است [ استوارت ] . [ روا * ] مىگويد كه بهطور كلى دارچين يك محرك عمومى است كه جريان خون را تسريع و تنفس را تحريك مىكند و موجب افزايش اغلب ترشحات بدن و تحريك هاضمه مىگردد . از سرشاخههاى جوان آن به عنوان قاعدهآور و معرق استفاده مىشود . در هند و چين از اين دارو به عنوان يكى از اجزاء در تهيهء داروهاى مركب ضد اسهال ، صفرابر و تببر به كار مىرود و براى معالجهء اسهال و يرقان و مالارياى مزمن كه موجب بزرگى طحال شده مفيد است [ مىنات * ] . [ بركيل * ] معتقد است كه اين دارچين به عنوان جزئى از اجزاى داروهاى مركب براى سرفه و ناراحتى سينه مصرف مىشود .
دارچين از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى ايران و هند گرم و خشك است و نيروى دارويى آن تا 15 سال باقى مىماند . از نظر خواص معتقدند كه بسيار لطيفكننده و بازكنندهء گرفتگىها و انسداد مجارى و فرحآور است . عفونت اخلاط را رفع مىكند و ترياق سموم حيوانى ، نباتى و معدنى است . نيروبخش و مقوى است و براى خفقان ، وسواس ، وحشت و جنون و تقويت معده و كبد و رفع بدبويى دهان ، قطع سرفههاى رطوبى ، تنگى نفس ، رفع خشونت صدا و آواز كه از بلغم غليظ باشد ، پاك كردن سينه ، حنجره ، باز كردن گرفتگىهاى كبد ، رفع استسقا و ضد عفونى زخمها بسيار مفيد است . استعمال آن به صورت خوردن در شربتها و مصرف گرد و به صورت روغن و ضماد و يا شياف و ماليدن به اعضا به صور مختلف امكان دارد . ماليدن روغن آن به پلك چشم براى رفع پريدن پلك نافع است و ماليدن آن به چشم براى تقويت ديد چشم مفيد است . خوردن دمكردهء آن با سركه و مصطكى براى سكسكه رطوبى نافع است . ضماد آن براى رعشه و رفع تب و لرزهاى بلغمى و سوداوى و دانه بواسير و تسكين درد آن و عقربزدگى مفيد مىباشد .
اگر آن را در دهان جويده بر قضيب بمالند موجب التذاذ جماع باشد . در گرممزاجان ايجاد سردرد مىكند و براى مثانه مضر است و از اين نظر بايد با كتيرا خورده شود ، مقدار خوراك آن از 20 - 8 گرم مىباشد . روغن آن بسيار گرم و خيلى خشك است و براى سنگينى و سردرد و دردهاى رحمى چه از طريق خوردن و چه با ماليدن نافع است . قطرهء آن در گوش براى رفع سنگينى گوش و خوردن آن براى تقويت هاضمه ، تحليل نفخ ، گاز معده ، رفع يرقان و بواسير مفيد است .
تهيهء گرد دارچينى : دارچين سيلان را به مقدار مورد نظر گرفته نيمكوب كرده ، در
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: حسين مير حيدر
ص٣٢٨