است و در مورد خواص آن معتقدند كه حرارت غريزى را افزايش مىدهد و چاقكنندهء بدن است . مواد سرد بلغمى و سوداوى را دفع مىكند و براى بيمارىهاى ناشى از آنها مانند سستى بدن ، فلج ، جنون ، ماليخوليا و امثال آنها و خوشبويى دهان مفيد است . براى ضعف كبد و زخمهاى داخلى ، بواسير ، ازدياد اسپرم ، گرم كردن كليه ، درد كمر سرد ، ازدياد ترشح ادرار ، سردى مثانه و درد مثانه بسيار مفيد است . خوردن آن با شكر مولد خون صالح و نيرودهنده مىباشد . خوردن گوشت سفيد آن موجب گرفتگى مجارى مىشود و ديرهضم است و خلط غليظ توليد مىكند . از اين نظر بايد با شكر خورده شود . در سردمزاجان و پيران از اين نظر اشكالى ندارد و مىتوانند بدون شكر نيز بخورند . گرممزاجان بايد با ميوههاى ترش و ليمو و هندوانه بخورند . مقدار خوراك از گوشت سفيد آن 14 گرم و از شير آن تا 100 گرم است .
اگر آن را با سركه بخورند يعنى ترشى نارگيل ، گوشت سفيد آن كمى گرم و خشك است و خواص آن مسهل است . و خوردن آن براى اخراج اقسام كرم معده و روده و كرم كدو مفيد است و براى تقويت هاضمه نيز نافع است . خاكستر پوست آن اگر به دندانها ماليده شود موجب جلاى دندانها مىشود . روغن گوشت سفيد آن براى تقويت فهم ، حافظه و توليد چربى كليه ، رفع درد مثانه ، تحليل باد و گاز ، اخراج كرم روده ، كرم كدو ، كاهش درد كمر ، بواسير و تحريك نيروى جنسى مفيد است .
در كتب طب سنتى حكماى مشرق زمين كه در امريكا منتشر شده است اشاره دارد كه در مناطق مختلف خاور آسيا نظريات مختلفى در مورد خواص نارگيل ذكر شده است . در چين پوست ريشهء آن را قابض مىدانند و بندآورندهء خون و براى معالجهء خونريزى به كار مىبرند [ استوارت ] . در اندونزى ريشهء آن را ضد تب و مدر مىدانند و براى معالجه و قطع ترشحات سوزاكى مهبل و مجارى ادرار يا بلنورهآ « 1 » و ناراحتىهاى كبد استعمال مىشود ، چه در مواردى كه بيمار مبتلا به يرقان باشد و چه در مواردى كه مبتلا به يرقان نباشد و در جوشاندهاى مخلوط با چند ريشهء ديگر براى معالجهء برونشيت خورده مىشود [ مىنات * و پتلو * ] . در شبهجزيرهء مالايا از لهشدهء ريشهء آن ضمادى براى معالجهء بيمارىهاى آميزشى درست مىكنند [ بركيل و هانيف * * ] . در اندونزى از دمكردهء آن براى معالجهء اسهال خونى استفاده مىشود و اگر پس از يك هفته مؤثر واقع نشد ، داروى ديگرى مصرف مىنمايند [ رورداوهين * * ] . در هند و چين از هستهء آن به عنوان يك مادهء غذايى استفاده مىكنند
هامش
( 1 ) .Blennorrhea