[ شرام ] ، به علاوه محرك كليهها و معده است و براى بر طرف كردن يبوست [ لوئى * * ] . و درد روده و اسهال خونى و سوزش سر دل كاربرد دارد [ هوپر ] .
[ استوارت ] معتقد است مغز گردو مانع تشكيل سنگ در كيسهء صفرا يا كليهء مىشود و پوست ريشه گردو و پوست خارجى ميوه گردو قابض است . روغن گردو پماد خوبى براى بيمارىهاى پوستى است [ چيو * كاريونه و كيمورا * ] . در چين آش يا خورش كه با پختن قسمتها و انشعابات ريشهء گردو با گوشت خوك درست مىكنند به بچههايى كه رشد آنها كم است و لاغر هستند داده مىشود و موجب تقويت هاضمه و تحريك اشتهاى آنها مىشود و با اتامينها و آلات گلهاى نر نيز سوپ درست مىكنند كه براى رفع سرگيجه و قطع سرفه بسيار نافع است . از پوست گردو چاى دم مىكنند براى رفع درد معده و درد عضلات و استخوانها مفيد است . از جوشاندهء برگهاى گردو براى شستوشوى ورمها و آبسه و تحليل آنها استفاده مىشود [ هو ] .
گردو طبق نظر حكماى طب سنتى از نظر طبيعت گرم و خشك است و تازهء آن كمتر گرم و كمتر خشك است .
از نظر خواص بسيار لطيف و ملين است و محلل مىباشد و براى تقويت نيروى جنسى مفيد است و مانع ترش شدن غذا مىگردد . مقوى حواس و دماغ خصوصا اگر با مويز و انجير سفيد خورده شود . اگر 50 گرم آن را كه با انجير كوبيده باشند خورده شود ، بسيار ملين است . اگر با انزروت خورده شود موجب خارج شدن كرم معده است . خوردن 5 گرم از سوختهء آنكه با پوست سوخته شده باشد ، با رب مورد براى قطع خون بواسير مفيد است .
خوردن مغز آن مسكن دلپيچه است . ضماد آن با عسل و پياز و نمك براى گزيدن سگ هار نافع است . اگر با زيرهء كرمانى نرم ساييده با عسل مخلوط نمايند و به سر و بدن مفلوج ، مبتلا به لقوه ، يا مبتلايان به دردهاى مفاصل سرد و تبهاى سرد بلغمى مزمن بمالند و در حمام ، آفتاب و يا اطاق گرم بخوابند و خود را بپوشانند كه خوب عرق كنند و پس از آن بدون اينكه سرما بخورند بدن را خشك كنند و آب سرد نخورند و اين كار يكى دو بار انجام شود بيمارى از بين مىرود . ماليدن مغز كهنه و سوختهء آن بازفت به زخمهاى سر بسيار مفيد است .
مغز گردو چون لطيف است اگر زياد كهنه شود فاسد مىگردد و اسراف در خوردن آن موجب ورم لوزتين و ايجاد زخم در دهان مىشود ، خصوصا در گرممزاجها كه براى آنها مضر است اين نظر بايد بعد از خوردن گردو دهان خود را بشويند و انار ترش بمكند يا سكنجبين بخورند و يا كمى خشخاش بخورند .
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: حسين مير حيدر
ص٤٥٠