مىباشد ، و « مطالعه تاريخ تمدن يونانى ما را به اينجا مىرساند كه 700 سال قبل از ميلاد فرهنگى به نام فرهنگ يونان موجود شده ولى 200 سال بعد ناگهان تحت اثر چه عامل يا عواملى يك چنين فرهنگ و تمدنى مخصوصا در علوم و فلسفه و از آن جمله علوم پزشكى به وجود آمده كه بقراط را به نام پدر پزشكى نمايانگر مىسازد - معلوم نيست . مسلما اين علوم در ظرف 200 سال به وجود نيامده و تحت تأثير تمدنهاى قديمىتر بوده كه از جاى ديگر بدانجا انتقال يافته از آن جمله هندوستان ، ايران ، آشور ، كلده ، بابل ، مصر ، كرت و نظاير آن . به علاوه لغاتى كه بقراط استعمال كرده مىرساند اين لغات تازه به وجود آمده و قسمتهائى از بدن در زبان يونانى نامهاى هندى - اروپائى - بابلى داشته و اكثرا آنها را ايرانى مىدانستهاند » . « 1 » با اين وجود به علت مدون بودن طب يونانى و در دسترس بودن آن براى مسلمانان قرون اوليه و نيز گرايشات شديد مترجمان مسيحى به آثار يونانى از يك طرف و اصرار خلفاى عباسى ، به دلايل سياسى ، براى نشر فلسفه يونان كه خودبهخود علم پزشكى هم در لابلاى آن قرار داشت ، همه باعث توجه اساسى به طب يونانى - و نه طب كشورهاى ديگر - در بين مسلمانان علاقهمند به علم طب شد . نكته ديگرى نيز كه حائز اهميت فراوان است آنست كه مسلمانان بر خلاف اروپائيان - كه در دورهء قرون وسطى به بعد از علوم مسلمانان بهرهها گرفتند اما نه تنها يادى از اساتيد خود ننمودند ، بلكه خيلى از آراء و نظريات و كشفيات علمى مسلمانان را بعدها به نام خود نمودند - هميشه اصرار داشتند كه از معلمين خود به نيكى ياد نموده و حتى گاه بيشتر از استحقاق آنان از
هامش
( 1 ) - مختصر تاريخ علوم پزشكى ، ص 182 .