مىباشد ( حدود 4 هزار سال قبل ) . طبق اسناد به دست آمده از پياز و سير بهعنوان قاتق خوراك هزاران كارگر در ساختمانهاى اهرام استفاده مىشده و از گياهان طبى نيز براى درمان بيمارىهاى آنها مصرف مىشده است . بعدها در جريان موميائى كردن اجساد فراعنه ، دارچين و ساير انواع گياهان از چين و جنوب شرقى آسيا به مصر وارد مىشد » . « 1 » هرودوت پنج قرن قبل از ميلاد در مورد پزشكان مصرى چنين نوشته است : « انجام كار طبابت بين آنها تقسيم شده و هر پزشك ، درمانكنندهء يك بيمارى است نه بيشتر ، و تمام كشور پر از پزشك است بعضى براى چشم و بعضى دندان و برخى شكم و نيز پارهاى از بيمارىهاى نامعلوم . . . » . « 2 »
پزشكى در ساير كشورها
غير از موارد ذكر شده ، هنوز كشورهايى وجود دارند كه داراى سابقه طولانى در طب مىباشند ، مثلا « جا دارد طب پروئى را در نيمكره غربى همانند طب مصرى و بينالنهرينى در نيمكرهء شرقى بدانيم » « 3 » ، امّا مطلب را كوتاه كرده و فقط از پزشكى در بينالنهرين سخن گفته و اين بحث را در اينجا به پايان مىبريم .
يكى از قديمىترين مراكز تمدن جهان بينالنهرين مىباشد و علم طب نيز در اين ناحيه بسيار قدمت دارد ، بهعنوان مثال بابليان از نظر پزشكى در مقايسه با مصريان آن زمان مترقىتر بودهاند و تحول پزشكى بابليان در حدود 6000 سال پيش و تقريبا 4000 سال قبل از پيدايش طب يونان آغاز شد . « 4 » در لوحههاى كشف شده از معابد
هامش
( 1 ) - گنجينه اسرار گياهان ، ص 24 .
( 2 ) - پنج هزار سال پزشكى ، ص 27 .
( 3 ) - مختصر تاريخ علوم پزشكى ، ص 165 .
( 4 ) - تاريخ پزشكى ايران ، ص 20 .