تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
بابلى ، سريانى و غيره يعنى از طرف مغرب و جنوب غربى به ايران وارد شده است . 5 - طب مصرى كه از همان راه پيش گفته و از طريق گسترش فتوحات سلسله هخامنشى به ايران وارد شده . 6 - طب يونانى كه ابتدا از طريق فتوحات اسكندر مقدونى و سپس گسترش اسلام از راه‌هاى پيش‌گفته وارد ايران شده است . بزرگ‌ترين عواملى كه در بنيان‌گذارى هسته مركزى طب سنتى دخالت داشته‌اند علاوه بر عامل مربوط به مجاورت و همسايگى و دادوستد طبيعى ، يكى فتوحات و سياست شاهان هخامنشى ( مخصوصا رفتار مسالمت‌آميز كورش ) و ساسانى ( مخصوصا شاهپور اول و انوشيروان ) ، و ديگرى آئين اسلام بوده است . مخصوصا كه بزرگ‌ترين امتياز اسلام و دستورات صريح قرآن و مجريان آن به تفكر و تدبر در محيط زيست و درون وجود انسان و تشويق مسلمانان به فراگيرى علم و هنر ملل مغلوب يا تازه مسلمان شده و درنتيجه دريافت و تحليل و گسترش كليه علوم پيشين و تازه‌سازى آنها بوده است و ايرانيان در اين قسمت و مخصوصا در طب سنتى سهمى بس بزرگ داشته‌اند و چنان‌كه مىدانيم بزرگ‌ترين پزشكان عالم اسلام ايرانى بوده‌اند . به عبارت ديگر مىتوان « طب سنتى » ايران را نوعى « آلياژ » دانست كه گرچه از فلزات ديگر هندى ، چينى ، بين‌النهرين ، مصرى ، يونانى ، آريائى تشكيل شده چون در كوره « اسلام » گداخته شده به صورت فلزى جديد در آمده كه صفات آن در عين ريشه‌گيرى از تمدن ديگران با آنها اختلافات و مشخصاتى مخصوص به خود دارد » . « 1 »
هامش
( 1 ) - مختصر تاريخ علوم پزشكى ، ص 166 - 168 .
بررسى متون طب شيعه در تاريخ پزشكى ( فارسى ) — صفحة 21 | حسن منتصب مجابى