باشكوهى چون بيمارستان عضدى تأسيس گرديد ، در دورهء صفويه نيز دانش پزشكى رونق گرفت و حتى به خاطر مناسبات دوستانه بين صفويه و پادشاهان مسلمان هندوستان عدهاى از علماى شيعه ، از جمله پزشكان معروف ، به هندوستان مهاجرت كرده و تأثيرات بسيار عميقى را چه از نظر مذهبى و چه از نظر علمى و ادبى از خود به جاى گذارده و زبان فارسى را زبان علمى هند نمودند و چه بسيار كتابهاى علمى ، مذهبى و ادبى و شعرى كه از آن به بعد در هندوستان به زبان فارسى نوشته شد - كه در گفتارهاى بعدى مجددا بدان اشاره خواهد گرديد . فعاليتهاى علمى اين پزشكان كه در هندوستان مقيم شده بودند موجب پيشرفت فوقالعاده پزشكى اسلامى در هندوستان شد . بهطورىكه تمامى مدارس و دانشمندان فعلى طب اسلامى در هندوستان ريشههاى آموزشى و علمى خود را به پزشكان ايرانى نسبت مىدهند . « 1 »
بههرحال ، « در سالهائى كه سلسلهء صفويه قدرت را در ايران به دست گرفت ، تخصص در جهان طبابت نيز آغاز گرديد و پزشكان جراحى پيدا شدند كه بدون رد كردن روش دارودرمانى ، معتقد بودند اگر استفاده از داروها مؤثر واقع نشد درمان بيمار بايد به دست جراح تحصيلكرده و با تجربهاى سپرده شود و در بين اين جراحان كسانى نيز بودند كه فعاليت خود را بيش و كم روى درمان يك عضو بهخصوص مثلا چشم و يا استخوان متمركز كرده بودند » . « 2 » « رافائل دومان تخمين زده است كه به هنگام اقامت او در ايران ، اصفهان داراى پانزده هزار پزشك عمومى ، دويست داروساز ، چندين جراح و مقدار بىشمارى فصاد بوده است ، جمعيت شهر را هم بين
هامش
( 1 ) - خلاصه مقالات كنگره بينالمللى تاريخ پزشكى ، ص 115 .
( 2 ) - طب در دوره صفويه ، ص 243 .