مىآورد :
لا تتبعن كلّ دخان ترى * فالنّار قد توقد للكّىّ
همو نيز مىگويد : « العير يحبق و المكواة فى النّار « 18 » . »
حريرى در « مقامهء واسطيّه » مىگويد :
« فّال المخبر بهذه الحكاية فلمّا رأيت انسياب الحيّة و الحييّة و انتهاء الدّاء ءالى الكيّة علمت أنّ تربّثى بالخان مجلبة للهوان « 19 » . »
قاضى حميد الدين در « مقامهء يازدهم » خود مىگويد :
« گفتم اى صبح صادق چنين شبها ، واى بقراط حاذق چنين تبها ، خواه به تيغ قطيعت پى كن و خواه به داغ صنيعت كىّ كن ، يك راه اين طومار را به دست كفايت طى كن « 20 » » .
تعبير « آخر الدّواء الكّى » بههمينصورت عربى كه حافظ آورده در آثار شاعران ديگر نيز ديده مىشود از جمله انورى گويد :
گر كنم خيره ارنه خود سوزم * گفتهاند : آخر الدّواء الكّى
ظهير فاريابى گويد :
داغ حسرت نهادهام بر دل * گفتهاند : آخر الدّواء الكّى
كمال الدين اسماعيل گويد :
چو ديد قهر تو زين پس معالجت نكند * چنين زدند مثل آخر الدّواء الكّى
خاقانى شروانى ترجمهء فارسى آن را چنين آورده است :
زانكه داغ آهنين آخر دواى دردهاست * ز آتشين آه من آهن داغ شد برپاى من « 21 »
در پايان يادآور مىشود كه غرض نويسندهء اين گفتار بيان ادبى اين تعبير بود و گزارش و شرح سنت پزشكى داغ كردن را ، كه اكنون متروك شده و در برخى از كشورها ، مانند چين ، مشابه آن وجود دارد ، به فرصت مناسبى موكول مىكند ؛ بعون اللّه و توفيقه تعالى .
هامش
( 18 ) . الامثال و الحكم ، محمد بن ابى بكر بن عبد القادر الرازى ، صص 60 و 162 .
( 19 ) . مقامات ، حريرى ، ص 311 .
( 20 ) . مقامات ، حميدى ، به تصحيح رضا انزابىنژاد ، ص 114 .
( 21 ) . شواهد فارسى از كتاب حافظنامهء بهاء الدين خرمشاهى ، ج 2 ، ص 1153 نقل گرديد و برخى از آنها را مرحوم دهخدا در كتاب امثال و حكم در ذيل « آخر الدواء الكى » نقل كرده است .