تاريخ پزشكى در اسلام و ايران
مقدمه
در اسلام ، به علم پزشكى اهميت بسيار داده شده و پس از علم حلال و حرام ، يعنى علم فقه ، از شريفترين علمها به شمار آمده و در حديث شريف « علم ابدان » در كنار « علم اديان » قرار گرفته است ؛ چه آنكه اگر تن سالم نباشد نمىتواند دربارهء مبدأ جهان بينديشد و او را ستايش و پرستش كند . حكيم ميسرى ، پزشك بزرگ و نامدار ايرانى ، در مقدمهء دانشنامهء پزشكى خود چنين مىگويد :
پزشكى را و دين را گر ندانى * زيانست اين جهان و آن جهانى
پزشكى دانشش تن را پناهست * و دين دانستنش جان را سپاهست
تنى بايد درست و راست كردار * نه با ريش و نه با درد و نه بيمار
كه دين ايزدى بتواند آموخت * به دانش جان خود بتواند افروخت
يكى از منابع مهم پزشكى در جهان اسلام آثار پزشكى ايرانى بوده ، چه آنكه در پيش از اسلام در ايران علم پزشكى و داروشناسى و گياهان دارويى رونق و رواج فراوانى داشته و « پجشگان » يعنى پزشكان ، يكى از طبقات ممتاز جامعه به شمار مىآمدهاند . داستان برزويهء طبيب در آغاز كليله و دمنه نشاندهندهء شرافت علم پزشكى و مبانى اخلاق و آداب آن در ايران پيش از اسلام است ، و بيمارستان جندىشاپور اهواز يكى از مراكز مهم اين علم در ايران بوده كه در آن دانشمندان ايرانى و يونانى و هندى با هر آيين و مذهبى به اين پيشهء شريف اشتغال داشتهاند و آثار آن مركز علمى و ساير مراكز ديگر ، حتى قرنها پس از اسلام ، باقى بوده است . از شاپور بن سهل ، كه در سال 255 وفات يافته ، كتابى تحت عنوان القراباذين فى البيمارستان باقىمانده است . او كه خود را در آغاز كتاب كبير بيمارستان جندىشاپور بمدينة اهواز معرفى مىكند در اين كتاب داروهاى مركّبى را كه براى بيماريهاى مختلف بهكارمىرود و در بيمارستان نگهدارى مىشود به تفصيل ياد كرده است .