ايشان پيش شناخت ديگران و هشدار آنان را نمىپذيرند ، و چقدر بد است كه اينان از اندازهگيرى غذايى كه در پايان بيمارى لازم است به دور هستند ؛ زيرا ، بقراط اينچنين فرمان داده است كه اندازهء غذا را پيشبينى كنيم . پس ، چه باقى مانده است براى آنان كه بدان خود را ماننده و شبيه به بقراط كنند ؟ در مهارت در تعبير نيز خود را شبيه به او نساختند ؛ زيرا ، او مطالب را با عبارتى درست و هموار گزارش مىكرد و اينان مخالفت حالشان با حال بقراط بدانجا رسيده كه ما مىبينيم كه بيشترشان در به كار بردن يك كلمه در دو جا اشتباه مىكنند و توهّم اين خطا چندان آسان به نظر نمىآيد .
اكنون لازم است كه علت اين را جستجو كنيم كه به چه سبب آنان ، باوجود آنكه همه به بقراط معجبند ، كتابهاى او را نمىخوانند ، و اگر هم بخوانند چيزى از آن درنمىيابند ، و اگر هم دريابند در شناخت آن ممارست نمىورزند تا آنكه علم او در نفوس آنان استوارى و قرار يابد . و من پيروزى در همهء چيزهايى را كه مردم آن را نيكو انجام مىدهند و در شناسايى آنها به صواب مىرسند فقط در اراده و نيروى آنان مىدانم و هركه يكى از اين دو را دارا نباشد قطعا به هدف و غرض خود نمىرسد . ما مىبينيم كه كشتىگيران از هدف خود دور مىگردند يا از جهت آنكه بدنهاى آنان آمادگى كشتى را ندارد ، و يا آنكه به ممارست در هدف خود كم عنايت ورزيدهاند . اما كسى كه طبيعت او آمادگى دارد و از ممارست هم چيزى كم ندارد مانعى ندارد بر سر گيرد بيشتر جايزههايى را كه برندگان مسابقه سزاوار آن هستند . آيا نمىبينى اين پزشكان را كه ممارست در اين صناعت ندارند از جهت آنكه از اين دو صنعت دور ماندهاند ؛ زيرا ، قوّت و اراده در آنان به اندازهء كافى وجود نداشته است ، و يا آنكه يكى را داشتهاند و ديگرى را فاقد بودهاند ؟
برخى گويند كه براى پذيرش اين صناعت نيروى نفس به مقدار كافى در كسى يافت نمىشود و اين بر ميزان رحمتى است كه خدا به آنان ارزانى داشته است و اين گفتار به گمان من نادرست است ؛ زيرا ، جهان در زمان ما و در زمان آنان بر يك حال بوده و در نظام اوقات و گردش خورشيد تغييرى رخ نداده و در هيچ ستارهاى از ثوابت و سيارات حادثهاى كه آن را ديگرگون كرده باشد حادث نگرديده است . براساس انديشهء نادرستى كه اهل زمان ما دارند و گمان مىبرند كه ثروت از فضيلت برتر است لازم آيد كه در ميان آنان كسى به حذاقت فيذراس در مجسمهسازى ، و به حذاقت اباللوس در نگارگرى ، و به حذاقت بقراط در پزشكى يافت نشود ، گذشته از اينكه برترين چيزى را كه ما براى بقاى خود از صناعاتى كه پيشينيان آن را وضع كرده و آن را طى زمان دراز به دست ما سپردهاند بهرهمند مىشويم دستكم نبايد انگاشت . و از همين جهت است كه گاهى بر ما آسان است كه چيزى را كه بقراط در ساليان دراز وضع كرده ما در زمان كوتاهى بياموزيم و در بازماندهء عمرمان آنچه را او از علوم باقى گذاشته است استخراج كنيم . براى دانشجويى كه معتقد است ثروت از فضيلت برتر است و علوم براى سود رساندن به مردم نيست بلكه براى كسب مال است ،
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: مهدى محقق
ص٢٩٤