گفتار جالينوس در اينكه پزشك فاضل بايد فيلسوف هم باشد
او گفت : بسيارى از پزشكان همچون كشتىگيران مىخواهند كه در پيروزى و توفيق زبانزد محافل گردند ، ولى هيچيك از كارهايى كه آنان را به اين هدف برساند انجام نمىدهند . آنان بقراط را مىستايند و بر همهء پزشكان مقدم مىدارند و او از هر جهت برتر از آنان است كه آنان بايد به او تشبه جويند . مثلا بقراط مىگويد كه منفعت علم ستارهشناسى در فن طب كم نيست و بيان داشته كه علمى كه مقدم بر ستارهشناسى است ، يعنى هندسه ، براى شناخت نجوم سودمند است ؛ ولى ، اين پزشكان به بىتوجهى به اين دو علم اكتفا نكردند بلكه هركه را كه گرد اين دو علم گشته است سرزنش كردند .
بقراط فرمان مىدهد كه طبيعت بدن بهطور كامل بايد شناخته شود ، و مىگويد كه اين شناخت آغاز همهء سخنها در علم پزشكى است ؛ اما ، اينان از ستيزگى خود به ترك شناخت گوهر هريك از اعضا و شبكههاى آنها و خلقت و عظمت و اشتراك وضع هريك در جنب ديگر اكتفا نكردند كه حتى شناخت مواضع هريك را نيز رها كردند .
و بقراط مىگويد كه گاه پيش مىآيد كه پزشكان در تشخيص درمان خطا مىكنند به جهت آنكه تقسيم نوع و جنس بيماريها را نمىدانند و در اين مورد است كه او مىگويد كه ما بايد در علم منطق ممارست نماييم ؛ ولى ، پزشكان زمان ما آنقدر از منطق دور شدهاند كه به مشتغلان به منطق بد مىگويند ، گويى آنان خود را به امرى ناسودمند مشغول داشتهاند .
همچنين بقراط مىگويد كه ما بايد توجه فراوانى به شناخت پيشين عوارض بيمار داشته باشيم و بدانيم كه وضع حاضر او چيست و در گذشته چه بوده و چه براى او پيش خواهد آمد . اما ، اين پزشكان از مخالفت خود با اين جزء از پزشكى بدانجا رسيدهاند كه اگر كسى با شناخت پيشين خود عرق كردن يا خون از بينى آمدن را هشدار دهد فريبگر و بدعتآور خوانند . چه اندازه بد است كه