تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
رسيدن به غايت علوم ممكن نيست ؛ زيرا ، اقوام بسيار ديگرى غير از ما ، پيش از آنكه ما به غايت علوم برسيم ، خود را از آن بىنياز مىگردانند . بنابراين ، ممكن نيست كسى كه جوياى ثروت است در اين علم عظيم و شريف مهارت پيدا كند ، زيرا ، هرگاه كه به يك طرف ميل بيشتر پيدا كرد ناچار است كه طرف ديگر را خوار و سبك انگارد . پس ، بايد بنگريم كه ممكن است كسى از اهل زمان ما يافت شود كه در كسب مال چنان قانع باشد كه بر مقدارى كه بدن او را پايدار مىدارد اكتفا كند و فقط به زبان نگويد كه تعريف ثروت آن چيزى است كه آدمى به پايه‌اى برسد كه گرسنه و تشنه و برهنه نماند بلكه اين گفته را در عمل ثابت كند . اگر ما كسى را بر اين حال يافتيم او خود را از شاهان بر كنار مىدارد ؛ چنان‌كه بقراط چنين كرد ، و دعوت اردشير شاه ايران را كه مىخواست به عيادت او بيايد پاسخ نداد ؛ ولى او وقتى شاه بارذيقس در بيمارى به او نيازمند شد او را درمان كرد - هرچند او را شايسته ندانست كه هميشه نزد او بماند - و همين بقراط فقيران شهرهاى قراتون و تاسو و حتى شهركهاى كوچك را درمان مىكرد . او بولوبوس و شاگردان ديگر خود را به‌جاى خود در شهر خود مىگماشت و خود به گردش در همهء شهرهاى يونان مىپرداخت ؛ زيرا ، او مىدانست كه لازم است كتابى در طبيعت شهرها بنويسد تا آنچه را كه با قياس آموخته است با تجربه آزمايش كند . او نيازمند بود كه شهرهايى را كه مايل به جنوب يا شمال بودند و يا در برابر مشرق يا مغرب قرار داشتند مشاهده كند ، و نيز شهرهايى را كه در كنار دره واقعند و شهرهايى را كه در بلندى قرار دارند ، از نزديك ببيند و همچنين ملاحظه كند شهرهايى را كه مردم آنجا از آب قنات استفاده مىكنند و يا شهرهايى را كه مردم آن آب چشمه يا آب باران و يا آب درياچه‌ها و نهرها را مصرف مىكنند ، و غافل نماند از بلادى كه مردم آن آب بسيار سرد و يا آب بسيار گرم مىنوشند و از آبهايى كه قوت به ورق يا قوت شبّ و مانند آن در آن غلبه دارد ، و باز شناسد شهرهايى را كه كنار نهر بزرگ يا درياچه يا كوه يا دريا قرار دارند ، و دريابد چيزهاى ديگرى را كه ما هم دريافته‌ايم . بنابراين ، آيا آن كسى كه چنين هدفهايى را در پيش دارد نبايد ثروت را خوار شمرد ؟ بلكه او بايد حرص و ايثار فراوانى برافكندن خود به بلنديها و پستيها داشته باشد و چنين كسى ممكن نيست گرد مىخوارگى و پرخوارگى بگردد و خود را تسليم آميزش با زنان كند و كوتاه سخن آنكه او بندهء شكم و زير شكم خود بشود . پس ، واجب است كه پزشك فاضل راههاى حق و استقامت را برگزيند و براى او لازم است كه در صناعت منطق ممارست ورزد تا بداند كه انواع و اجناس همهء بيماريها چند است و چگونه بايد از هريك از آنها استدلال بر درمان را استخراج كند . و با همين صناعت است كه طبيعت بدن را بايد بشناسد ، يعنى همان طبيعتى كه از عناصر نخستين پيدا شده كه همهء طبيعت با همهء آن عناصر آميخته است ، و نيز طبيعتى كه از عناصر ثانويهء محسوس كه اعضاى متشابهة الاجزاء خوانده مىشود پديد آمده ، و همچنين طبيعت سومى كه از اعضاى ابزارى پيدا شده و تابع آن دو طبيعت