پيشگفتار
رسالهاى كه ترجمهء فارسى آن براى نخستينبار به نظر اهل علم مىرسد در ميان پزشكان و فيلسوفان اسلامى بسيار معروف بوده و آنان براى اثبات اينكه پزشك بايد از مبانى فلسفه آگاه باشد به اين رساله استناد مىكردهاند . هرچند كه بقراط عملا طبيب و فيلسوف بود ، چنانكه اسحاق بن حنين دربارهء او گفته است : « و بقى بقراط اوحد دهره ، كامل الفضيلة ، عالم بسائر الاشياء ، الذى به يضرب المثل أعنى الطّبيب الفيلسوف « 1 » » ، ولى جالينوس اين مطلب را به صورتى مدون عرضه كرده است . حنين بن اسحاق مىگويد كه جالينوس اين اثر را در يك مقاله تأليف كرده بود و ايوب آن را به سريانى ترجمه كرد و سپس ، من آن را به سريانى براى فرزندم ، و به عربى براى اسحاق بن سليمان ترجمه كردم و پس از آن عيسى بن يحيى آن را به عربى ترجمه كرد « 2 » . اين رساله به وسيلهء پيتر باخمان « 3 » تصحيح و به زبان آلمانى ترجمه و در سال 1962 م . در شهر گوتينگن ، از بلاد آلمان چاپ گرديد و ترجمهء انگليسى آن به وسيلهء پى . برين « 4 » در مجلهء پزشكى افريقاى جنوبى ، شمارهء 52 ، سال 1977 م . ، منتشر گشته است . در پايان اضافه مىنمايد كه چون نسخهء چاپى گوتينگن داراى اغلاط فراوانى بود ، اين جانب نخست آن را با نسخهاى كه به شمارهء 5469 ، در مجموعهاى در كتابخانهء مركزى دانشگاه موجود است و در سالهاى 556 و 557 نوشته شده است مقابله و سپس اقدام به ترجمهء آن كرد .
هامش
( 1 ) . تاريخ الاطباء و الفلاسفة ، اسحاق بن حنين ، تصحيح و ترجمهء انگليسى از فرانز رزنتال ، مجلهء اورينس ، جلد 7 ، شمارهء 1 ، سال 1954 م . ، ص 67 .
( 2 ) . رسالة حنين بن اسحاق الى على بن يحيى ، تصحيح و ترجمهء آلمانى از برگشتراسر ، ليپزيك ، 1925 م . ، ص 44 .
( 3 ) .Peter Bachmann( 4 ) .P . Brain