سپس خواجهء من چنين گفت : از تو مىخواهم كه دراينباره كتابى موجز تأليف كنى و در آن آغاز علم طب و اينكه چگونه بوده و چگونه شيوع پيدا كرده و تاريخ آن را تا امسال كه ما در آن هستيم ، يعنى سال دويست و نود هجرى ، بيان كنى و نيز روشن سازى كه نخستين پزشكان و بازپسين آنان كه اين فن به دو منتهى مىشود كه بودهاند و كداميك از فيلسوفان همزمان با آن پزشكان مىزيستهاند . در اين كار شتاب كن و آن را بازپس ميفكن كه روح من سخت به آن آرزومند و مشتاق گشته است .
اسحاق گفت : از پيش خواجهء وزير بيرون آمدم و به تأليف آن كتاب چنانكه فرموده بود پرداختم .
اسحاق گفت : از آنجا كه سخن در وجود صناعت پزشكى بسيار است ، اختلاف در آغاز وجود آن دشوار گرديده است . گفتار دربارهء بهوجود آمدن اين فن به دو بخش ابتدايى تقسيم مىشود ؛ زيرا ، آنان كه معتقد به حدوث اجسامى هستند كه معالجات علم پزشكى در آنها به كار مىرود معتقد به حدوث اين فن هستند ؛ زيرا ، اجسامى كه طب در آنها به كار برده مىشود محدث است و آنان كه قايل به قدم اجسام هستند صناعت طب را نيز قديم مىدانند ؛ زيرا ، اشيا قديم است و هميشه بوده است .
گروه اول نيز گفتارشان به دو بخش تقسيم مىشود : برخى از آنان معتقدند كه طب همراه با ايجاد انسان موجود شده است ؛ زيرا ، از چيزهايى است كه در صلاح انسان به كار مىرود ، و برخى ديگر را عقيده بر آن است كه طب پس از آفرينش انسان بهوجود آمده است و اينان نيز به دو گروه تقسيم مىشوند : گروهى گويند كه خداوند آن را به مردم الهام كرده و گروهى ديگر قايلند به اينكه مردم خود آن را استخراج كردهاند ، و اينان دربارهء محلى كه از آنجا اين فن پيدا شده اختلاف دارند . برخى گويند مصريان آن را استخراج كردهاند و از داروى معروف به راسن گفتار خود را تأييد مىكنند ، و برخى گويند هرمس ساير صناعتها را كشف كرده و فلسفه و طب هم از آن جمله بوده است و برخى گويند كه اهل قولوس ( قو ) صناعت طب را از داروهايى كه قابلهء بانوى شاه براى درمان درد او ساخته بود به دست آوردند ، و برخى ديگر گويند اهل موسيا « 1 » و افروجيا « 2 » آن را به دست آوردند ؛ زيرا ، آنان نخستين كسانى بودند كه به نواى موسيقى پى بردند و با آهنگهاى آن دردهاى درونى و روحى را درمان كردند و درمان دردهاى درونى موجب درمان دردهاى بيرونى مىشود ، و همچنين بعضى جادوگران فارس و بعضى هنديان و بعضى اسلاوها را مخترع صناعت طب دانستهاند .
برخى از آنان كه طب را از الهامات خداوند دانستهاند گفتهاند كه خداوند به وسيلهء رؤيا طب
هامش
( 1 ) .Mysia( 2 ) .Phrygia