پيشگفتار
هريك از امم عالم به دانش و فنى خاص اشتهار دارند و شهرت يونان به طب و فلسفه است ؛ به گفتهء ناصرخسرو « 1 » :
عرب بر ره شعر دارد سوارى * پزشكى گزيدند مردان يونان
ره هندوان سوى نيرنگ و افسون * ره روميان زى حسابست و الحان
مصور نگار است مر چينيان را * چو بغداديان را صناعات الوان
دانشمندان اسلامى سير علوم يونانى را از يونان به اسكندريه و از اسكندريه به ايران و انطاكيه و حران و سپس ، به بغداد به تفصيل ياد كردهاند « 2 » . در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم ، علم طب به اوج اعلاى ترقى خود رسيد و ترجمههاى يونانى و سريانى از كتب طبى تبديل به كتابهاى مستقل و منقح گرديد . ايجاد بيمارستانهاى متعدد در مراكز بلاد اسلامى ، مانند رى و بغداد ، علم را به عمل ، و قياس را به تجربه نزديك ساخت . ابو بكر محمد بن زكرياى رازى ، طبيب و فيلسوف معروف ايرانى ، نمونهء كامل و برجستهاى از پرورشيافتگان آن دوره بود كه علوم يونانى با تمدن اسلامى ، كه ملتهاى مختلف در تشكيل آن شركت داشتند ، آميخته شده و با سعى و كوشش دانشمندان اسلامى مراحل ترقى و تكامل خود را پيموده بود . او در بيمارستانهاى بغداد روش خاص خود را در معالجه و مداواى بيماران به كار برد و با پزشكان و علماى طب دار الخلافه به بحث و تبادل نظر پرداخت و سپس ، به زادگاه اصلى خود يعنى رى مراجعت كرد و كتاب طب منصورى يا كناش منصورى خود را به نام حاكم رى ، ابو صالح منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد ، تأليف كرد . اين
هامش
( 1 ) . ديوان ، ناصرخسرو ، قصيدهء 39 ، ابيات 6 ، 7 و 8 ، ص 83 .
( 2 ) . التنبيه و الاشراف ، مسعودى ، ص 106 ؛ عيون الانباء ، ابن ابى اصيبعه ، ج 3 ، ص 224 .