طريق عادى از آن اطلاع يابند و آن خبر را بياورند .
در حالى كه اگر مردم زمان صدر اسلام هم اقدام به پىگيرى نطفه در درون زنان تازه حامله شده از طريق كالبدشكافى مىنمودند پى مىبردند كه يك مرحله از خلقت انسان خون بسته آويزان است . همانطور كه بعدها اين مطلب علمى روشن شد . هرچند در آن زمان اين امر انجام نشده و خبر قرآن براى آنان تازگى داشت و اين مطلب عظمت قرآن را مىرساند ولى دليلى براى عجز مردم و معجزه بودن اين مطلب نيست .
آيه : 2
آيات مرتبط : 12 تا 14 مؤمنون موضوع : خلقت انسان - مراحل خلقت - علقه منبع : شگفتىهاى قرآن صفحات : 73 و 74
تعبيرى شگفتانگيز
« علقه »
خداوند كريم در طى آيات 12 تا 14 سورهى « مؤمنون » به طور مختصر به تمام مراحل خلقت انسان در شكم مادر اشاره مىكند و براى هر مرحله اصطلاحى به كار مىبرد كه هريك معناى عميق علمى و اخلاقى دارد كه در اينجا به يك مورد از اين اصطلاحات اشاره مىكنيم . نخست به آيهى مورد نظر توجه كنيد :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 1 »
« ما انسان را از گزيدهاى از گل آفريديم . سپس او را نطفهاى در جايگاهى استوار قرار داديم . آنگاه آن را علقه و علقه را مضقه قرار داديم . پس آن را استخوان گردانيديم و بر آن گوشت پوشانيديم . پس از آن ( با دميدن روح پاك مجرد ) خلقى ديگر ان شاء نموديم .
آفرين بر قدرت بهترين آفرينندگان . »
ملاحظه مىكنيد كه در اين آيات ، اصطلاحات زيادى به كار رفته است . از بين آنها به شرح و توضيح اصطلاح علقه مىپردازيم و براى آشنايى با بقيهى اصطلاحات ، شما را به كتاب « طب در قرآن » تأليف « دكتر عبد الحميد دياب » و « دكتر احمد قرقوز » ارجاع مىدهيم .
هنگامى كه تخمك لقاح يافته با اسپرم كه به صورت تودهى سلول درآمده است به رحم رسيد در آن لانه گزينى مىكند . سلولهاى سطحى آن از سلولهاى داخلى جدا گشته و به صورت سلولهاى استوانهاى در مىآيند . وظيفه اين سلولها تأمين غذا براى جنين است . سلولهاى تغذيهكننده به درون لايه مخاطى رحم نفوذ كرده و به آن « معلّق » مىشوند و اين كار مدت 24 ساعت ادامه مىيابد و بدينطريق مرحلهى شكلگيرى « علقه » ( يعنى تودهى سلولى « معلّق » ) كامل مىشود .
شايد زيبايى تعبير قرآنى كه از اين حالت به « علقه » ياد مىكند ، جز براى كسانى كه موفّق به مشاهدهى اين تودهى سلولى به صورت « معلّق » شدهاند قابل درك نباشد . قرآن در آيههاى 1 و 2 « سورهى علق » هم اشاره به اين حالت از جنين مىكند :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ
« اى رسول ، بخوان به نام پروردگارت كه آفريد ، انسان را از « علق » آفريد . »
« علق » به زالو هم مىگويند كه كرمى است سياهرنگ و خونخوار . شايد تشبيه نطفه به زالو از جهت تغذيهى
هامش
( 1 ) . مؤمنون / 12 تا 14 .