ج : علق به معناى موجود « صاحب علاقه » باشد كه اشارهاى است به روح اجتماعى انسان و علقه آنها به يكديگر كه در حقيقت پايهى اصلى تكامل بشر و پيشرفت تمدّنها را تشكيل مىدهند .
د : مقصود از علق گل آدم « عليه السلام » بوده كه حالت چسبندگى داشته است . كه در اين صورت مراد از انسان در آيهى فوق حضرت آدم « عليه السلام » ( نه مطلق انسانها ) است .
بررسى :
در مورد اعجاز علمى قرآن در مسألهى « علق » تذكر چند مطلب لازم است :
1 - تفسير سوّم و چهارم براى كلمهى « علق » مناسب نيست و با ظاهر و سياق آيات تناسب ندارد و كسانى هم كه احتمال اين دو معنا را پذيرفتهاند فقط در مورد آيهى دوّم سورهى علق گفتهاند و در مورد آيات ديگر ذكر نكردهاند . « 1 »
2 - تفسير دوّم ( علق به معناى زالو و اسپرماتوزئيد ) نيز با آيات فوق مناسبت ندارد . چرا كه مخالف سياق آيات سورهى حج / 5 - مؤمنون / 14 - غافر / 67 و قيامت / 38 است . در اين آيات علقه به عنوان واسطه بين دو مرحلهى تكامل انسان يعنى نطفه ( منى ) و مضغه ( گوشت ) قرار گرفته است . در حالى كه اسپرمها در مرحلهى اوّل ( نطفه يا منى ) هستند . و سپس با اوول زن تركيب شده و به صورت خون بسته معلّق به رحم درمىآيند .
امّا در آيهى دوّم سورهى علق
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ
كلمهى « علق » به عنوان واسطه بين دو مرحلهى منى و مضغه مطرح نشده است و لذا ابتدا به نظر مىرسد كه مىتواند با تفسير دوّم ( علق به معناى زالو و اسپرماتوزئيد ) سازگار آيد .
امّا اين مطلب هم به دو دليل صحيح نيست : اولا : با توجه به آيات ديگر ( مؤمنون - حج - قيامت - غافر ) كلمهى « علق » در سورهى علق تبيين مىشود . و معلوم مىگردد كه مقصود از آن همان خون بسته است كه به رحم آويزان شده است .
و ثانيا : اگر علق را به معناى زالو گرفتيم بايد آيه را بر خلاف ظاهر آن تفسير كنيم . چون معناى تحت اللفظى آيه اين مىشود : « خداوند انسان را از زالو آفريد » . و براى تصحيح معنا لازم است كه بگوييم مراد آن است كه : « خداوند انسان را از چيزى شبيه زالو ( اسپرماتوزئيد ) آفريد . » يعنى تركيب « چيزى شبيه » را در تقدير بگيريم . ( خلق الانسان من مثل علق ) و اين خلاف ظاهر آيه است .
3 - تفسير اوّل آيه ( علق به معناى خون بستهى آويزان به رحم ) با سياق آيات متناسب است بهويژه آنكه اين مرحله از خلقت انسان در علم جنينشناسى جديد به عنوان واسطهاى بين نطفه و مضغه ( گوشت شدن ) محسوب مىشود يعنى حدود 24 ساعت اين خون بسته به جدار رحم آويزان است و از خون آن تغذيه مىكند تا شكلگيرى علقه كامل شود .
و خداوند در قرآن با آنكه مىتوانست از تعبير « خون بسته » « الدم المنقبضة او المتصلة » استفاده كند امّا تعبير زيباى « علق » را به كار برد كه هم خون بسته بودن و هم آويزان بودن آن را برساند . با توجه به عدم پيشرفت علم جنينشناسى در 14 قرن قبل و عدم آگاهى مردم و پزشكان از اين مرحلهى دقيق و ظريف تكامل انسان ، مىتوان نتيجه گرفت كه اين نوعى رازگويى قرآن است كه بشر را به اسرار خلقت خويش آگاه مىكند .
4 - اما با اين حال آيهى فوق از نظر مطلب و محتوا اعجازى را در بر ندارد چرا كه معجزه آن است كه ديگران از آوردن مثل آن عاجز باشند و اعجاز علمى قرآن در غيبگويى آن است كه ديگران نتوانند به
هامش
( 1 ) . ر . ك : تفسير نمونه ، ج 27 ، ص 156 و ج 14 ، ص 24 و ص 208 .