بگيرد ؛ وى مىفرمايد :
« لا قوة كغلبة الهوى » « 1 »
« هيچ قوهاى همانند غلبه بر هواى نفس نمىباشد . »
و از آنجا كه برگرداندن خشم ، تنها يكى از مصداق هاى مبارزه با نفس مىباشد ، در همين گفتار مىفرمايد : « لا قوة كردّ الغضب » « 2 »
شجاعترين مردم : مىدانيم كه شجاعت با قوى بودن فرق دارد . « 3 » بسيارى از مردم ، جرأت و شجاعت بذل و بخشش را ندارند ، گرچه مال فراوان دارند . بعضى از آنها با اينكه نيرومندند ، ولى در عين حال كه سواد ندارند ، يا بعضى از مطالب را نمىدانند ، از شركت در كلاس درس ، يا پرسيدن مجهولات خويش ، سر باز زده و مىهراسند ؛ اينان نيز شجاع نيستند . همچنين كسى كه مايل نيست حقايق و واقعيات را - در صورتى كه به نفع او نباشد - بپذيرد نيز ، از شجاعت بىبهره است .
حضرت على « عليه السلام » شجاعترين مردم را چنين توصيف مىنمايد :
« اشجع الناس اسخاهم » « 4 »
« شجاعترين مردم كسى است كه از همه سخاوتمندتر باشد . »
« اشجع الناس من غلب الجهل بالعلم » « 5 »
« شجاعترين مردم كسى است كه به وسيلهى علم و دانش ، بر جهل و نادانى غلبه كند . »
« لا اشجع من لبيب » « 6 »
« هيچكسى از انسان عاقل و خردمند ، شجاعتر نيست . »
آيه : 54
آيات مرتبط : 68 يس - 5 حج موضوعات : خلقت انسان - مراحل خلقت - طول عمر منبع : آياتى كه از علوم مىگويند صفحه : 159
پيرى و جوانى و نوزادى
« او خدايى است كه شما را در حالى كه ضعيف بوديد آفريد سپس بعد از ناتوانى قوت و نيرو بخشيد . دوران جوانى و شكوفايى نيروها آمد بعد از آن بار ديگر ضعف و پيرى را جانشين نيرو كرد . » « 7 »
شما قدرت نداشتيد كه كمكم داراى رشد و قدرت شديد . اندامى نيرومند پيدا كرديد و با اين حال نمىتوانستيد اين قدرت را نگه داريد باز به قعر درّهى ضعف رسيديد . ضعف پيرى دردناكتر است . زيرا اولا رو به سوى مرگ دارد برعكس ضعف كودكى ، ثانيا توقعى كه از پيران سالخورده و باتجربه هست از كودكان نيست . « 8 »
عمر انسان
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ
« 9 »
« هركس را طول عمر دهيم در آفرينش واژگونه مىكنيم و به ناتوانى كودكى بازمىگردانيم . »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 78 ، ص 165 .
( 2 ) . همان جا .
( 3 ) . شجاعت به معناى جرأت است و مرد شجاع كسى است كه بىپروا باشد و مقدم و اقدامكنندهى به جنگ ، خواه ضعيف باشد و خواه نيرومند ، و جرأت نيروى قلب است كه انگيزهى اقدام بر [ عليه ] ناخوشايندىهاست ؛ بنابراين ، شجاعت بيانگر جرأت است . « الفروق فى اللغة ، ص 268 . »
( 4 ) . ميزان الحكمه ، ج 5 ، ص 28 ( نقل از : غرر الحكم ) .
( 5 ) . همان جا .
( 6 ) . همان جا .
( 7 ) . روم / 54 .
( 8 ) . تفسير نمونه ، ج 16 ، ص 479 .
( 9 ) . يس / 68