حضرت موسى « عليه السلام » را براى استخدام شدن به پدر خود پيشنهاد كند ، به دو ويژگى مثبت وى اشاره نموده و مىگويد :
يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ
« 1 »
« پدر جان ! موسى « عليه السلام » را استخدام نما ، زيرا بهترين كسى كه مىتوانى استخدام كنى ، كسى است كه قوى و امين باشد »
به طور كلى اگر كسى قوى باشد ، ولى امين نباشد از كسى كه ضعيف است ، ولى او هم امين نيست ، خطرناكتر خواهد بود .
مورد ديگر ، داستان حضرت سليمان « عليه السلام » و بلقيس است . آنجا كه حضرت سليمان « عليه السلام » مىخواهد تخت بلقيس را از سرزمين سبا به كاخ خود بياورد ، مىگويد : كداميك از شما درباريان ، تخت بلقيس را قبل از آنكه تسليم امر من شوند ، نزد من خواهد آورد ؟ عفريتى از جن مىگويد
أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ
« 2 » « من پيش از اينكه از جايت بلند شوى ، آن را نزد تو خواهم آورد . » و آنگاه اضافه مىكند :
وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ
« 3 » « و من در اين كار ، قوى و امين هستم » و بدينترتيب ، خود را قوى و امين معرفى نموده و قوّت را در كنار امانت به كار مىبرد .
3 - دانش و بينش : ورزشكار مسلمان بايد داراى دانش و بينش وسيع باشد . ورزشكار مسلمان ، همچنانكه از نظر جسمى ، قوى و نيرومند است ، از جهت علمى نيز بايد توانا و نيرومند باشد . متأسفانه اكثر ورزشكاران مسلمان ، از اين نقطه غافل بوده و هنگامى كه وارد گود ورزش مىشوند ، درس ، بحث ، مطالعه و تحقيق را كنار مىگذارند ، نيرومندى بدنى و علمى براى يك انسان ، بسان دو بال براى يك پرنده اند . پرنده هنگامى مىتواند اوج گيرد كه دو بال نيرومند داشته باشد ، و داشتن يك بال - هرچند قوى و نيرومند - براى او كافى نيست . در قرآن حكيم در اين خصوص چنين مىخوانيم :
وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ
« 4 » « و او را [ طالوت را ] در دانش و قوت جسم فزونى بخشيده است » دربارهى حضرت داوود « عليه السلام » نيز كه جوانى نيرومند و باايمان بوده و به همين مناسبت توانسته بود بزرگترين رهبر كافران را به قتل رساند مىفرمايد :
قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ
« 5 » « و داوود ، جالوت را كشت و خداوند حكومت و دانش را به او بخشيد ، و از آنچه مىخواست به او تعليم داد ؛ » همچنين دربارهى او مىفرمايد :
وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ
« 6 » « ما پايهى حكومت او را محكم ساختيم و به او دانش داديم » چنانكه ملاحظه مىشود ، داوود « عليه السلام » از ايمان و قدرت بدنى كافى برخوردار بوده است ؛ بنابراين لازم است كه از نظر علم و دانش به اندازه كافى نيرومند شود . تا آمادگى رهبرى را پيدا كند . خداوند اين علم و دانش را نيز خود به او تعليم داده و ارزانى مىدارد .
گويا از نظر قرآن ، نوعى ارتباط بين كمال جسمانى و آمادگى ، جهت كسب دانش ، بينش ، حكومت و قضاوت وجود دارد ؛ ازاينرو دربارهى برخى از پيامبران بزرگ چنين مىفرمايد :
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً
« 7 » « و هنگامى كه يوسف « عليه السلام » به مرحلهى بلوغ و قدرت رسيد ، ما حكم و علم به او
هامش
( 1 ) . قصص / 26 .
( 2 ) . نمل / 39 .
( 3 ) . همان
( 4 ) . بقره / 247 .
( 5 ) . بقره / 251 .
( 6 ) . ص / 20 .
( 7 ) . يوسف / 22 .