عليه » « 1 » « هرگاه بر دشمنت دست يافتى ، پس بخشش و گذشت از او را شكر و سپاس ( نعمت ) توانايى بر او قرار ده » .
« و اكظم الغيظ و تجاوز عند المقدورة ، و احلم عند الغضب ، و اصفح مع الدولة تكن لك العاقبة » « 2 » « و خشم را فرو بنشان ، و هنگام توانايى از كيفر بگذر ، و هنگام تند خويى بردبار باش ، و با وجود تسلط داشتن از انتقام دورى كن ، تا برايت پاداش نيكو باشد . »
7 - پرهيز از غرور : ورزشكار هرچند نيرومند باشد ، نبايد به قدرت ، توان و مقاماتى كه دارد مغرور شود . او بايد بداند همهى نيروها و توانها ، از آن خداوند قادر متعال است . از اين جهت است كه در نماز ، به هنگام به پا خواستن مىگوييم : « بحول اللّه و قوته اقوم و اقعد » « با توان و نيروى اللّه به پا مىخيزم و مىنشينم »
سرور شهيدان شاهد ، حضرت امام حسين بن على « عليه السلام » نيز وقتى كه به لشكر انبوهى از دشمن حمله مىبرد و در ميان بارانى از تير ، يكتنه آنان را وادار به گريز نموده و تعداد قابل توجهى از آنان را از دم تيغ خويش مىگذراند ، با صداى بلند و رسا مىفرمود :
« لا حول و لا قوة الا باللّه العلي العظيم » « 3 » « هيچ توان و نيرويى ، جز از ناحيهى اللّه كه بلندمرتبه و والامقام است ، وجود ندارد . »
خداوند متعال نيز همين مطلب را در قرآن مجيد تذكر داده و مىفرمايد :
أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً
« 4 » « همهى نيروها [ بدون استثنا ] از آن خداوند است . »
پس دليلى وجود ندارد كه افراد نيرومند و ورزشكار به قوّت و توان خود مغرور شده ، خدا را از ياد برده ، و از آن در راه غير صحيح و غير انسانى استفاده نمايد .
حضرت سليمان « عليه السلام » كه داراى قدرت و حكومتى فوق العاده بود و وقتى اراده نموده بود كه تخت بلقيس را از كاخش در سرزمين سبا به كاخ خود آورد ، يكى از درباريانش در كمتر از يك چشم به هم زدن ، اين كار را برايش انجام داده بود ، به اين قدرت و عظمت فوق العادهاى كه در اختيار داشت ، مغرور نشده و مىگويد :
هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ
« 5 »
« اين از فضل پروردگار من است تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مىآورم يا كفران نعمت مىكنم »
بنابراين بايد قدرت را از جانب خدا و وسيلهاى براى آزمايش دانسته و به آن مغرور نشد . عاقبت غرور ، شكست و سقوط است ، شخص مغرور ، حريف را دستكم گرفته ، احتياط را از دست داده و در نتيجه شكست مىخورد . حضرت على « عليه السلام » همين امر را آفت شجاعت دانسته و مىفرمايد :
« آفة الشجاعة اضاعة الحزم » « 6 »
« آفت شجاعت ، از بين بردن تدبير و هوشيارى است . »
« آفة الشجاعة استضعاف الخصم » « 7 »
« آفت شجاعت دشمن را ضعيف شمردن است . »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 10 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، نامهى 69 .
( 3 ) . منتهى الامال ، ص 470 ، سيد محمد شيرازى ، شهر شهادت ، ص 121 .
( 4 ) . بقره / 165 .
( 5 ) . نمل / 40 .
( 6 ) . ميزان الحكمه ، ج 5 ، ص 28 .
( 7 ) . همان