تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
اصل لغت خلق به معناى تقدير ( اندازه زدن ) است . « 1 » بنابراين ترجمه‌ى آيه تنها ايجاد استخوان نيست بلكه ايجاد گوشت كوبيده با كيفيت خاص ( استخوانى و محكم شده است ) به عبارت ديگر اين استخوان همان « مضغه مخلقه » است يعنى گوشت كوبيده‌اى كه تسويه و تعديل شده و تمايز يافته است . توضيح آنكه خداوند در سوره‌ى حج / 5 مىفرمايد :
مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ
كه در مورد اين آيه در مباحث قبل بحث شد و به اين نتيجه رسيديم كه مضغه ( جنين گوشتى ) به دو مرحله‌ى غير متمايز و متمايز تقسيم مىشود . و مرحله‌ى استخوان‌بندى جنين ( عظام ) مصداق مرحله‌ى تمايز يافتن جنين ( مخلّقه ) است . همان‌طور كه برخى صاحب‌نظران نيز به اين مطالب تصريح كرده بودند . « 2 » پس نتيجه مىگيريم كه مضغه دو قسم است مخلّقة و غير مخلّقة . و مضغه‌ى مخلّقه همان جنين تمايز يافته است ( كه اعضا و استخوان‌بندى و . . . آن مشخص شده است ) . پس مضغه به دو قسم استخوانى ( عظام ) و غير استخوانى تقسيم مىشود . چرا كه معناى تمايز همين تقسيم به چند قسم ( استخوان ، اعضا و . . . ) است . و از اين مطالب مىتوانيم نتيجه‌گيرى كنيم كه نمىتوان گفت : مقصود قرآن اين است كه تمام « مضغه » ( جنين گوشتى ) تبديل به استخوان شده است ، بلكه قسمت استخوانى جنين قسمتى از تمايز جنين است به اعضا و جوارح و گوشت و استخوان . . . و از اينجا معلوم مىشود كه سخن منقول در تفسير نمونه و فى ظلال و . . . ( در مورد تبديل تمام سلولهاى جنين به سلولهاى استخوانى ) با خود آيه‌ى 14 سوره‌ى مؤمنون نيز سازگار نيست . 2 - مقصود استاد ملكيان از اشكال ( تعارض يافته‌هاى علوم زيست‌شناسى با آيه‌ى 14 سوره‌ى مؤمنون )
فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً
ممكن است يكى از اين دو چيز باشد : الف : آيه‌ى قرآن مىفرمايد : « همه‌ى سلولهاى جنين استخوانى است و سپس گوشت بر آنها پوشانده مىشود . » امّا علوم زيست‌شناسى مىگويد : « جنين گوشت نرم است كه برخى سلولهاى آن به استخوان تبديل مىشود . » و اين دو گزاره با هم سازگار نيست . اما با توجه به مطالبى كه ما بيان كرديم ثابت شد كه مرحله‌ى عظام ( استخوانى ) همان مضغه‌ى مخلّقه ( جنين گوشت متمايز ) است و جنين در اين مرحله شامل قسمت‌هاى متمايز مثل استخوان ، اعضا ، گوشت و . . مىشود پس معناى آيه‌ى 14 سوره‌ى مؤمنون اين نيست كه تمام سلولهاى جنين تبديل به استخوان مىشود . و اگر مراد آيه اين است كه برخى سلولهاى جنين تبديل به استخوان مىشود ، ديگر تعارضى با گزاره‌ى علمى فوق ندارد . ب : ممكن است مقصود ايشان از اشكال اين باشد كه : با توجه به اينكه جنين در ابتدا گوشت بود و سپس به سلولهاى گوشتى و استخوانى تقسيم شد ديگر معنا ندارد كه بگوييم استخوانى پديد آمد و سپس گوشتى بر آن پوشيده شد . امّا با توجه به مطالب علمى كه از كتاب رويان شناسى پزشكى لانگمن بيان كرديم روشن شد كه سلولهاى استخوانى ( سكلروتوم ) از لايه‌ى ميانى جنين ( مزودرم ) پديد مىآيد . اين سلولها قبل از سلولهاى ماهيچه‌اى و پوستى پديد مىآيد . پس در حقيقت اين سلولهاى استخوانى به وسيله‌ى دو لايه ديگر جنين ( اكتودرم و اندودرم )
هامش
( 1 ) . ر . ك : مصباح اللغة ، مقاييس اللغة و التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، ج 3 ، ص 109 . ( 2 ) . طب در قرآن ، ص 89 .