شامل ماهيچههاى مخطط ، صاف و ماهيچه قلب مىشود . سلولهاى ميوتومى در نواحى ديوارهى بدن و اندامها دو نيمه شده به طرف محلهاى دائمى خود مهاجرت كرده ، طويل و دوكى مىگردند . . . در انتهاى سومين ماه خطوط عرضى مشخص براى ماهيچه مخطط پيدا مىشود . « 1 »
همچنين سلولهاى پوستى اينگونه تشكيل مىشود :
در ابتدا رويان ( جنين ) توسط يك رديف از سلولهاى اكتودرمى پوشيده شده است . در شروع ماه دوّم اين « اپىتليوم » تقسيم شده و لايهاى از سلولهاى پهن بنام پرى درم
( Periderm )
يا اپىتريكيوم
( Epitrichium )
بر روى سطح قرار مىگيرد . با افزايش بيشتر سلولهاى لايه بازال ( قاعدهاى ، زايا ) ناحيهى سوّمى به نام ناحيهى واسطهاى يا بينابينى تشكيل مىگردد . سرانجام در انتهاى ماه چهارم روى پوست آرايش قطعى خود را به دست آورده و در آن چهار لايه مىتوان تشخيص داد . « 2 » ( طبقهى زايا - لايهى ضخيم خاردار - لايهى دانهدار - لايهى شاخى )
يك اشكال علمى :
يكى از صاحبنظران معاصر از سر دلسوزى تعارضى را بين علم و آيهى 14 سورهى مؤمنون مطرح مىكند و مىگويد :
« در زيستشناسى امروز اعتقاد بر اين است كه جنين در رحم مادر ، ابتدا حالت گوشتى صرف دارد ، يك تكه گوشت است كه بعدا قسمتهايى از آن ، تكاثف بيشترى پيدا مىكند و كلسيم بيشترى جذب آن قسمتها مىشود و كمكم درون اين گوشت ، استخوانهايى پديد مىآيد . در ابتدا استخوانى وجود ندارد ، بلكه يك تكه گوشت بسيار نرم است كه كمكم در قسمتهايى از آن يك حالت سفتى و محكمى ايجاد مىشود و به استخوان تبديل مىگردد . حال ممكن است كسى بگويد اين يافتهى علمى با گزاره يا گزاره هايى از دين يا اديان مثلا با اين آيهى قرآن كه مىگويد :
فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً
« 3 » يعنى « بر استخوانها گوشت پوشانيديم » تعارض دارد . « 4 »
بررسى :
در اينجا تذكر چند نكته لازم است :
1 - مطلبى كه استاد مكارم شيرازى و سيد قطب و برخى معاصرين از يك پزشك نقل مىكنند كه تمام سلولهاى جنين تبديل به سلولهاى استخوانى مىشود و سپس كمكم گوشت و عضلات روى آنها را مىپوشاند و آن را اعجاز علمى قرآن مىدانند ؛ از دو جهت قابل اشكال است :
الف : همانطور كه بيان شد ، متخصصان علم جنين شناسى تصريح كردهاند كه جنين اوليهى انسان به سه لايه تقسيم مىشود كه سلولهاى استخوانى ( سلكروتوم ) از لايهى وسطى ( مزودرم ) تشكيل مىشود . پس همهى سلولهاى جنين تبديل به استخوان نمىشود و اين مطلبى كه نقل كردهاند از لحاظ علمى قابل قبول نيست .
ب : در قرآن كريم مىفرمايد :
فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً
« 5 » جالب اين است كه قرآن قبل از اين جمله در همين آيه مىفرمايد :
ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ
يعنى تعبير « جعل » ( قرار دادن ) مىآورد اما در اينجا تعبير ، تغيير كرده و واژهى « خلق » آمده است . كلمهى « خلق » به معناى ايجاد تنها نيست بلكه ايجاد همراه با كيفيت مخصوص است و حتى برخى لغويين گفتهاند
هامش
( 1 ) . همان ، ص 176 - 177 .
( 2 ) . همان ، ص 405 - 406 .
( 3 ) . مؤمنون / 14 .
( 4 ) . استاد مصطفى ملكيان ، فصلنامه مصباح ، ش 10 ، تابستان 1373 ، مقاله « بررسى گونههاى تعارض بين علم و دين » . ص 66 - 67 و نيز مسايل جديد كلام از همان نويسنده ، ص 4 .
( 5 ) . مؤمنون / 14 .