ايشان در توضيح آيات 28 - 29 سورهى حجر
إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ
و آيهى 71 سورهى ص مىگويند كه مقصود از « بشر » در اين آيه كل نوع اوست . يعنى نوع و طبيعت كلى اوست نه فرد به خصوص برگزيده مانند « آدم » .
و در مورد واژهى « تسويه » ( جملهى سويته ) مىگويند : تقريبا به معناى جارى ساختن انسان در مسير تكامل است تا اينكه به صورت انسان درآمده و آمادهى نفخ روح . . . گردد . « 1 »
جالب اين است كه استاد مكارم شيرازى مفسر معاصر ، آيات 26 - 28 - 29 سورهى حجر را به عنوان مهمترين دليل طرفداران ثبات انواع آوردهاند و با توجه به قرينهى ذكر سجدهى فرشتگان كه بلافاصله بعد از آيات فوق در سورهى حجر آمده است .
فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إِلَّا إِبْلِيسَ
« 2 » « فرشتگان همگى و بدون استثنا سجده كردند جز ابليس » . مىگويند :
« مقصود از انسان و بشر در آيات فوق شخص آدم است . و طرز بيان اين آيات نشان مىدهد كه ميان خلقت آدم از خاك و پيدايش صورت كنونى انواع ديگرى وجود نداشته است و سپس در پاسخ به استدلال طرفداران نظريهى تكامل به واژهى « ثم » ( در امثال آيهى 11 سورهى اعراف ) مىنويسند : تعبير به « ثم » كه در بعضى آيات آمده و در لغت عرب براى « ترتيب با فاصله » آورده مىشود هرگز دليل بر گذشتن ميليونها سال و وجود هزاران نوع نمىباشد بلكه هيچ مانعى ندارد كه اشاره به فاصلههايى باشد كه در ميان مراحل آفرينش آدم از خاك و سپس گل خشك و سپس دميدن روح الهى وجود داشته است . و لذا همين كلمهى « ثم » دربارهى خلقت انسان در جنين و مراحلى را كه پشت سر هم طى مىكند آمده است ( حج / 5 ) پس « ثم » همان گونه كه در فواصل طولانى به كار مىرود در فاصلههاى كوتاه هم استعمال مىشود . » « 3 »
بررسى :
1 - استفاده استاد مشكينى از آيهى فوق در مورد سه مرحلهى خلقت انسان عجيب است . چون هيچگونه اشارهاى در آيهى 11 سورهى اعراف به مرحلهى سوم ( انتخاب آدم از بين انسانها ) نشده بود و صرف امر به ملائكه براى سجده بود . نمىدانيم ايشان اين مرحلهى سوم را چگونه از آيهى فوق استفاده كرده است .
2 - با توجه به سخنان دو طرف در مورد آيات مورد بحث مىتوان گفت كه اين آيات ظهورى در نظريهى تكامل انواع ندارد .
ج : آياتى كه به مرحلهى اول آفرينش انسان اشاره مىكند : ( مادهى اوليه ) :
آفرينش انسان از خاك :
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ
« 4 »
« اوست كه شما را از گل ( آب و خاك ) آفريد و سپس مهلتى مقرر كرد و مهلت مقرر پيش اوست . »
و نيز ص / 71 و سجده / 8 و نيز مؤمنون / 12 همين مضمون را دارند .
إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ
« 5 »
« ما شما را از گل چسبنده آفريديم . »
إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
« 6 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 30 - 32 .
( 2 ) . حجر / 30 - 31 .
( 3 ) . تفسير نمونه ، ج 11 ، ص 88 - 89 با تلخيص .
( 4 ) . انعام / 2
( 5 ) . صافات / 11 .
( 6 ) . حجر / 28 .