تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
در تأييد اين برداشت صاحب تفسير منهج الصادقين مىفرمايند : مقصود از غض بصر در آيه ، غض از آنچه حرام است ، مىباشد ، نه مطلقا . فرق بين اين آيه با آيات حفظ فرج در اين است كه در اين آيه ، نظر مباح است ، مگر در آن چيزى كه مستثنا منه است و در آيات ديگر ، جماع « ممنوع » است ، مگر از آنچه مستثنا منه است . « 1 » صاحب تفسير الميزان مىفرمايند : حمل آيه بر زنا صحيح نيست و مراد از حفظ ، ستر ( پوشش ) است . « 2 » بنابراين امكان تعدى از مورد آيه به موضوع بحث « اجاره‌ى رحم و . . . » نيست ، چون از نظر عرف با هم متفاوت‌اند . « 3 »

آيه‌ى سوم : حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ . . .

« 4 » « [ نكاح اينان ] بر شما حرام شده است : مادرانتان و دخترانتان و . . . » در آيه زنان يادشده بر مردان حرام شده و حرمت به ذات زنها نسبت داده شده ، در حالى كه حرمت به افعال تعلق مىگيرد ، نه به ذوات . پس بايد فعلى در تقدير گرفت و از آن جايى كه حذف متعلق دليل بر عموم است ، به ناچار هر فعلى كه در ارتباط با آنها باشد ( مثل تلقيح مصنوعى بيگانه « 5 » ) حرام است .

ايرادها

1 - تعيين متعلق محذوف بايد با رعايت ظهورات و مناسبات عرفى كلام انجام پذيرد . فعلى كه نزد عرف متناسب با اين حرمت است ، آميزش جنسى است و شيوه‌هاى جديد بارورى را در بر نمىگيرد . اين ادعا چند شاهد دارد : اول : عبارت
وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ . . . ؛
« و جمع دو خواهر با هم‌ديگر [ حرام است ] » در ذيل همين آيه دوم : آيه‌ى بعدى كه در ذيل آن آمده است :
وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ
« غير از اين [ زنان نام‌برده ] براى شما حلال است كه [ زنان ديگر را ] به وسيله‌ى اموال خود طلب كنيد ، در صورتى كه پاك‌دامن باشيد و زناكار نباشيد » . سوم : آيه‌ى پيشين بر اين آيه است :
وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ
« و با زنانى كه پدران‌تان به ازدواج خود درآورده‌اند ، نكاح مكنيد ؛ مگر آنچه كه پيش‌تر رخ داده است » . 2 - تقدير گرفتن هر نوع فعلى در ارتباط با زنان ياد شده ( تا بارورىهاى پزشكى را فراگيرد ) موجب تخصيص اكثر است ، زيرا بسيارى از افعال مرتبط با آنها حرام نيست . پس ، بايد فعلى كه در نظر عرف مناسب اين مقام است تقدير گرفته شود . « 6 »

نظر برگزيده

به آيات ديگرى نيز در اين مورد مىتوان استناد كرد اما چون دلالت آنها بر موضوع بحث رسا و كافى نيست ، از ذكر آنها خوددارى مىشود . آيه‌ها ، چگونگى دلالت آنها و ايرادات وارد بر دلالت آنها از چند جهت قابل بررسى است : 1 - آنچه از تفاسير گوناگون در شرح اين آيه‌ها به دست مىآيد اين است كه مردان و زنان بايستى فرج و عورت خود را از فواحش و هر چيزى كه مباح نشده حفظ كنند و براى آن مثالهايى نظير زنا ، استمنا ، لواط ، لمس ، نگاه به عورت و عاريه دادن كنيز به ديگران براى كام‌جويى آورده شده است ؛ مثلا علامه طباطبايى حفظ فرج را در آيه‌ى 5 سوره‌ى مؤمنون
هامش
( 1 ) . ميرزا حبيب اللّه كاشانى ، منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 294 . ( 2 ) . سيد محمد حسين طباطبايى ، الميزان ، ج 15 ، ص 7 . ( 3 ) . حسين مؤيد ، همان ، ص 12 . ( 4 ) . نساء / 23 . ( 5 ) . ر . ك : حسين مؤيد ، همان . ( 6 ) . همان .