جنين قلبش در چهار هفتگى 60 مرتبه در دقيقه مىزند . كه در اين ماه ده هزار برابر وزن سلول اوليه است .
در آخر دو ماه طول رويان 23 ميلىمتر و وزن آن 25 / 1 گرم است . چون به 5 / 1 سانتى رسيد جوانههاى دست و پا نيز پيداست و جاى قلب بزرگ و بند ناف طويل و باريك است . در 35 روزه دست و پا شكل جداگانه دارند . چون به 2 / 4 سانتى رسيد شكل انسان حقيقى را دارد . » « 1 »
6 - دكتر « موريس بوكاى » نيز در مورد آيهى 5 سورهى حج و 14 سورهى مؤمنون نكات علمى جالبى را بيان مىكند . او مىنويسد :
« گوشت ( جويده ) ترجمهى كلمه « مضغه » است مانند گوشت ( تازه ) ترجمهى كلمه « لحم » است . اين تمايز شايسته تذكر است جنين بدوا جرم كوچكى است كه در مرحلهاى از رشدش با چشم غير مسلح كاملا به صورت گوشت جويده پديد مىگردد . . .
مىدانيم كه در حين رشد جنين ، برخى قسمتها با آنچه كه بعدها فردى خواهد شد كاملا نامتناسب ظاهر مىگردند و برخى ديگر متناسب مىمانند . آيا اين ، معنى كلمه « مخلّقة » نيست كه « با تناسب ساخته شده » معنى مىدهد و در آيهى 5 سورهى حج ( از تكه گوشت متناسب و نامتناسب ) براى تذكار همين امر به كار رفته است ؟ » « 2 »
جمعبندى :
از سخنان متخصصان علوم پزشكى برمىآيد كه جنين انسان از هنگام لقاح تخمك و كرمك ( اوول و اسپرم ) تا شش روز در راه است تا در رحم جايگزين شود . « 3 » سپس در رحم لانهگزينى مىكند و به صورت آويزك ( علق ) تا 14 روز به رشد خود ادامه مىدهد . و از هفتهى سوم باردارى دورهى تمايز لايههاى زاينده ( مضغه ) را مىگذارند « 4 » كه تا ماه سوم باردارى ادامه دارد . امّا اين مضغه هميشه يك حالت ندارد و مراحل و حالات گوناگونى دارد . كه در قرآن كريم از آن تعبير به مخلّقه و غير مخلّقه « 5 » شده است . در مورد اين تعبير قرآن چند ديدگاه وجود داشت :
الف : مقصود جنين كامل الخلقه و ناقص الخلقه باشد .
( اين نظر استاد مكارم شيرازى بود ) .
ب : مقصود از مخلّقه همان مرحلهى تسويه جنين باشد .
ج : مقصود از مخلّقه همان مرحلهى تصوير جنين باشد . ( يعنى اعضاى آن هويدا شود )
علّامه طباطبايى ( ره ) و استاد مصباح يزدى متمايل به اين نظر بودند .
د : مقصود از مخلّقه همان مضغهى متخلّق و شكل يافته و متمايز ( تمايز لايههاى زاينده اعضا ) ، و مقصود از غير مخلّقه ، مضغهى غير متمايز ( قبل از پايان هفتهى چهارم باردارى ) باشد . اين نظر دكتر دياب و دكتر قرقوز بود .
ه : مقصود همان مضغه است كه در حالت يكنواخت است . و غير مخلّقه ، مضغهاى است كه متمايز شده و تشكيلات و سلولهاى ناهمجور دارد ؛ اين نظر دكتر پاكنژاد بود .
و : مقصود از مخلّقه همان قسمتهايى از « مضغة » است كه با آنچه بعدا مىشود تناسب دارد و غير مخلّقه آن قسمتهايى از مضغه است كه با آنچه بعدا مىشود تناسب ندارد . اين نظر دكتر موريس بوكاى بود .
اگر مقصود از « مخلّقه » همان تسويه باشد ( معناى ب )
هامش
( 1 ) . اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 1 ، ص 267 .
( 2 ) . مقايسهاى ميان تورات ، انجيل ، قرآن و علم ، ص 275 - 276 .
( 3 ) . ر . ك : رويانشناسى پزشكى لانگمن ، ص 38 .
( 4 ) . ر . ك : همان ، ص 57 به بعد .
( 5 ) . حج / 5 .