از مورد بحث اينجا خارج است . معناى « ج » ( جنين صورت يافته ) با معناى « د » « مضغة » متخلّق و متمايز » قابل جمع و ادغام است . شايد بتوان گفت كه با معناى « ب » ( تسويه ) نيز قابل جمع است . چرا كه تسويه و تصوير و تمايز « مضغة » ، معانى نزديك به هم دارند . در اين صورت مرحلهى مضغه به دو مرحلهى گوشت كوبيدهى غير متمايز و متمايز تقسيم مىشود كه مرحلهى اوّل همان « مضغة » صرف ( غير مخلّقه ) است و مرحلهى دوّم مضغه مخلّقه يا متمايز يا تسويه شده است و معناى لغوى آيه با معناى « د » كه دكتر قرقوز و دكتر دياب مىگفتند تناسب بيشترى دارد .
بررسى :
در اينجا تذكر چند نكته لازم است :
1 - تعبير قرآن بسيار زيبا و شگفتانگيز
مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ
« 1 » كه با يافتههاى پزشكى جديد هماهنگ است و جنين را در اين دوره ( هفتهى سوم به بعد ) به صورت گوشت كوبيده معرفى مىكند و اشارهاى لطيف به تمايز لايههاى آن ( مخلّقه - ايجاد بر كيفيت مخصوص و تعيين خصوصيات ) مىكند .
اين مطلب با توجه به عدم پيشرفت جنينشناسى در عصر نزول قرآن يك نوع رازگويى قرآن كريم است و عظمت اين كتاب الهى را نشان مىدهد .
2 - اين اشارهى علمى قرآن دليل اعجاز علمى آن نيست ، چرا كه با توجه به احتمالات متعدد در معناى ( مخلّقه و غير مخلّقه ) نمىتوان يك معناى علمى خاص را به صورت قطعى به قرآن نسبت داد و اعجاز علمى آن را اثبات كرد .
3 - معنايى كه دكتر دياب و قرقوز از واژهى مخلّقه ( مضغه متمايز و متخلّق ) كردند با معنايى كه دكتر پاك نژاد از همين واژه مخلّقه ( يكنواخت ) كرد كاملا متضاد بود . معنايى كه دكتر دياب و قرقوز كردند با معناى لغوى مخلّقه ( مبالغه در ايجاد بر كيفيت مخصوص و تعيين خصوصيات ) سازگارتر است .
4 - معنايى كه استاد مكارم شيرازى در مورد غير مخلّقه كردند ( غير كامل الخلقه كه به صورت سابق يا ناقص بمانند و ساقط شوند ) با معناى لغوى سازگار نيست . چرا كه معناى « سقوط و از رده خارج شدن » در معناى « غير مخلّقه » لحاظ نشده است و غير مخلّقه حد اكثر مىتواند دلالت بر عدم تعيين خصوصيات و مقدّرات در مرحلهى مضغه كند .
همين اشكال به استاد مصباح يزدى نيز وارد است ، چرا كه ايشان هم « سقوط » را در معناى غير مخلّقه لحاظ كرده است . در حالى كه در لغت يا آيه تصريحى به اين معنا ( سقوط ) نشده است . مگر آنكه مقصود ايشان اين باشد كه نتيجهى غير مخلّقه بودن يعنى غير تام و غير متمايز بودن و ناقص بودن ، هلاك است .
تذكر : در تعبير « غير مخلّقه » دو احتمال وجود دارد :
يكى اينكه بگوييم مقصود مضغهاى است كه اصلا خلق نشده است ( غير مخلوق ) و دوّم اينكه بگوييم مقصود مضغهاى است كه خلق شده امّا مقدّرات و خصوصيات آن مشخص نشده است . و احتمال اوّل با سياق آيه ناسازگار است چون مطلب آيه در اينجا بعد از خلقت مضغه را مىگويد و در ادامهى آيه هم به خروج طفل منتهى مىشود . پس اگر آيه بر احتمال اوّل معنا شود . تناقض صدر و ذيل آيه لازم مىآيد ( مضغهاى كه خلق شده است اينگونه صفتى دارد كه دو قسم است ، خلق شده و خلق نشده - هلاك شده ) .
پس فقط احتمال دوّم صحيح به نظر مىرسد تا بتواند مجموع ( مخلّقه و غير مخلّقه ) صفت براى مضغه باشد .
( گوشت كوبيدهاى كه اين صفت دارد دو قسم است .
برخى اقسام آن مقدّرات آن مشخص است و برخى مشخص نيست - يا بگوييم - گوشت كوبيدهاى كه اين
هامش
( 1 ) . حج / 5 .