تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
در قرآن ، همان‌طور كه ملاحظه شد ، عضوى كه در آن حمل واقع مىگردد توسط كلمه‌اى كه هميشه در عربى براى تعيين « اوتروس » « 1 » به كار مىرود توصيف شده و در بعضى سوره‌ها نام « مقام ثابت » را مىگيرد . ( سوره‌ى 23 ( المؤمنون ) ، آيه‌ى 13 كه فوقا نقل شد ، و سوره‌ى 77 ( المرسلات ) ، آيه‌ى 21 . « 2 »

تكامل جنين در داخل رحم

آن‌چنان‌كه در قرآن شرح داده شده ، كاملا پاسخگوى آنچه كه امروزه از برخى مراحل رشد جنين مىدانند هست و داراى هيچ مطلبى كه علم جديد بتواند انتقاد نمايد نمىباشد . پس از اصطلاح بسيار استوار « آنچه كه آويخته مىشود » ، قرآن مىگويد ، كه جنين از مرحله‌ى گوشت ( مانند گوشت جويده ) گذر مىكند ، سپس نسج استخوانى پوشيده از گوشت پديد مىآيد ( كه با كلمه‌ى غير از كلمه‌ى قبل مشخص شده و به معنى گوشت تازه است ) . سوره‌ى 23 ( المؤمنون ) ، آيه‌ى 14 : « ما آنچه را كه آويخته مىشود به تكه‌اى گوشت ( مانند گوشت جويده ) تبديل كرديم و گوشت ( جويده ) را به استخوان تبديل نموديم و استخوان‌ها را با گوشت ( تازه ) پوشانيديم . » گوشت ( جويده ) ترجمه‌ى كلمه‌ى « مضغة » است ؛ مانند گوشت ( تازه ) ترجمه‌ى كلمه‌ى « لحم » است . اين تمايز شايسته‌ى تذكر است . جنين بدوا جرم كوچكى است كه در مرحله‌اى از رشدش با چشم غير مسلّح كاملا به صورت گوشت جويده پديد مىگردد . سيستم استخوانى در ميان اين جرم در آنچه كه ميانشامه
( Mesenchyme )
مىنامند رشد مىكند . استخوانهاى متشكله با اجرام عضلانى پوشيده مىشوند : كلمه‌ى « لحم » به اين اجرام اطلاق مىشوند . مىدانيم كه در حين رشد جنين ، برخى قسمتها با آنچه كه بعدها فردى خواهد شد كاملا نامتناسب ظاهر مىگردند و برخى ديگر متناسب مىمانند . آيا اين ، معنى كلمه‌ى « مخلّقه » نيست كه « با تناسب ساخته شده » معنى مىدهد و در آيه‌ى 5 سوره‌ى 22 ( الحج ) براى تذكار همين امر به كار رفته است ؟ « ما تبديل كرده‌ايم . . . از چيزى كه مىآويزد . . . از تكه گوشت متناسب و نامتناسب . . . » قرآن پديد آمدن حواس و احشاء را نيز يادآورى مىكند : سوره‌ى 32 ( السجده ) آيه‌ى 9 : « و ( خدا ) براى شما گوش و ديدگان و دلها آفريد . . . » به تكوين جنسيت اشاره مىكند : سوره‌ى 53 ( النجم ) ، آيات 46 - 45 : « و او ( خدا ) دو همسر نر و ماده را از نطفه‌اى كه ريخته شود بيافريند . » تكوين جنسيت در سوره‌ى 35 ( فاطر ) آيه‌ى 11 و سوره‌ى 75 ( القيامه ) ، آيه‌ى 39 نيز يادآورى گرديده . گفتيم كه بايد همه‌ى بيانات قرآنى را با معلومات اثبات
هامش
( 1 ) .Uterusيعنى رحم . ( مترجم ) ( 2 ) . در آيه‌ى ديگر ( سوره‌ى 6 ( الانعام ) ، آيه‌ى 98 ) در مورد انسان ، صحبت از مقام ثابتى است كه با اصطلاح خيلى نزديك اصطلاح قبلى بيان شده و ظاهرا نيز به رحم مادر اشاره دارد . شخصا من فكر مىكنم كه معنى آيه اين‌چنين است ، امّا تعبير مفصل آن شرح و بسطهايى را ايجاب مىنمايد كه در بررسى جاى آنها نيست . تفسير آيه‌ى زير نيز بسيار دقيق و حيرت افزاست : سوره‌ى 39 ( الزمر ) ، آيه‌ى 6 : « ( خدا ) در شكم مادر هايتان مىآفريندتان ، آفرينشى كه پس از آفريدن ، در سه تاريكى ( ظلمات ) است » - مفسران جديد قرآن در آنجا سه طرح تشريحى مىبينند كه بچّه‌ى مورد حمل را حفظ مىكنند : جدار شكم ، خود رحم ، پوشش‌هاى جنين ، ( جفت ، غشاءها و مايع آمينوس ) - من خود را ملزم مىدانم كه براى كامل بودن ، اين آيه را نقل كنم : تعبيرى كه در اينجا داده شد به نظرم از لحاظ تشريحى قابل بحث نيست ، ولى آيا اين واقعا همان است كه نص قرآنى مىخواسته بگويد ؟ مايع آمينوس( Amnios )عبارتست از مايعى كه جنين را در آمينوس ( درونىترين پرده‌ى پوشش جنين ) فراگرفته است . ( مترجم )